تبلیغات
-وبلاگ روانشناسی بالینی دکتر دارابی-44030719

-وبلاگ روانشناسی بالینی دکتر دارابی-44030719

در اندرون من خسته دل ندانم کیست-که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

 

آدرس و تلفن کلینیک یا مطب روانشناسی- مشاوره خانواده و ازدواج،آدرس روانشناسان در تهران،دکتر روان شناس و روان درمانی و هیپنوتیزم و هیپنوتراپی در تهران.

 

نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-متخصص روانشناسی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هیپنوتیزم در روان درمانی

                              

کلینیک روانشناسی بالینی و مشاوره دکتر دارابی خدمات زیر را ارائه میدهد:

1-رواندرمانی ناراحتیهای روانی با آخرین روشهای روان درمانی.

2-اجرای آزمونهای روانی،

3-مشاوره خانواده(زوج درمانی) و مشاوره قبل از ازدواج.

=====


*جهت رزرو نوبت به مطالب زیر توجه نمایید:

*رزرو نوبت همه روزه به جز ایام تعطیل از ساعت 14 ال 20 .

*بعد از رزرو کردن نوبت ،یک روز قبل با شما تماس گرفته میشود.اگر قصد مراجعه ندارید لطفا به منشی اعلام کنید تا این وقت به فرد دیگری داده شود.چون در یک ساعت حد اکثر به یک یا دو نفر نوبت داده میشود.

====

*مراجعانی که از شهرستان قصد مشاوره و رواندرمانی را دارند بهتر است قبل از مراجعه حضوری نیم ساعت مشاوره تلفنی بگیرند تا در صورت لزوم مراجعه حضوری داشته باشند.

====

گر جهت نوبت تماسی با شما گرفته نشد جهت پی گیری تماس بگیرید.احتمالا موقع نوبت دادن، قادر به برقراری تماس با شما نشده اند.

====



 

کتابهای انتشار یافته توسط دکتر دارابی


هیپنوتیزم در روان درمانی
پدیدآورنده: جعفر دارابی
ناشر: پیدایش - 13 آذر، 1386چاپ سوم ۱۳۸۸

قیمت پشت جلد:  19000 ریال
.
2.
نظریه های روانشناسی شخصیت: رویکرد مقایسه ای
نظریه های روانشناسی شخصیت: رویکرد مقایسه ایویرایش دوم.
پدیدآورنده: جعفر دارابی
ناشر: آییژ - 15 اسفند، 1388
قیمت پشت جلد:  70000 ریال

3.
نظریه های روانشناسی شخصیت: رویکرد مقایسه ای
نظریه های روانشناسی شخصیت: رویکرد مقایسه ای
پدیدآورنده: جعفر دارابی
ناشر: آییژ - 28 آبان، 1384
قیمت پشت جلد:  30000 ریال

4.
افسردگی
افسردگی
پدیدآورنده: تونی اسمیت، کوام مکنزی، منیر سنگلجی (مترجم)، مجید عمیق (ویراستار)، جعفر دارابی (ویراستار)
ناشر: پیدایش - 1
قیمت پشت جلد:  14000 ریال
5-استرس -نشر پیدایش (ویراستار فنی دکتر جعفر دارابی)نوشته مکنزی و ترجمه منیر سنگلچی

استرس

=================================================


کلمات کلیدی در جستجو=روانشناس در تهران-روان درمانی -هیپنوتراپی-هیپنوتیزم-بهترین روانشناس در تهران-مطب روانشناسی-مرکز مشاوره و رواندرمانی-روان شناس خوب و با تجربه در تهران-روانشناس بالینی -دکتر روانشناسی بالینی در تهران-بهترین دکتر روانشناس و رواندرمانگر در تهران-روانشناس و هیپنوتراپیست حاذق و کارکشته در تهران- دکتر روانشناس-دکتر مشاوره خانواده خوب در تهران-بهترین روانشناس در تهران-مرکز مشاوره و رواندرمانی تهران-بهترین روانشناس در غرب تهران-شمال غرب تهران-کرج-گیشا-آریا شهر-پونک-سعادت آباد -شهرک غرب-ولی عصر و شریعتی-پاسداران-ولنجک-توحید-ستارخان-صادقیه-آزادی-انقلاب-شهرک اکباتان.کلمات کلیدی در جستجو=روانشناس در تهران-روان درمانی -هیپنوتراپی-هیپنوتیزم-بهترین روانشناس در تهران-مطب روانشناسی-مرکز مشاوره و رواندرمانی-روان شناس خوب و با تجربه در تهران-روانشناس بالینی -دکتر روانشناسی بالینی در تهران-بهترین دکتر روانشناس و رواندرمانگر در تهران-روانشناس و هیپنوتراپیست حاذق و کارکشته در تهران- دکتر روانشناس-دکتر مشاوره خانواده خوب در تهران-بهترین روانشناس در تهران-مرکز مشاوره و رواندرمانی تهران-بهترین روانشناس در غرب تهران-شمال غرب تهران-کرج-گیشا-آریا شهر-پونک-سعادت آباد -شهرک غرب-ولی عصر و شریعتی-پاسداران-ولنجک-توحید-ستارخان-صادقیه-آزادی-انقلاب-شهرک اکباتان.کلمات کلیدی در جستجو=روانشناس در تهران-روان درمانی -هیپنوتراپی-هیپنوتیزم-بهترین روانشناس در تهران-مطب روانشناسی-مرکز مشاوره و رواندرمانی-روان شناس خوب و با تجربه در تهران-روانشناس بالینی -دکتر روانشناسی بالینی در تهران-بهترین دکتر روانشناس و رواندرمانگر در تهران-روانشناس و هیپنوتراپیست حاذق و کارکشته در تهران- دکتر روانشناس-دکتر مشاوره خانواده خوب در تهران-بهترین روانشناس در تهران-مرکز مشاوره و رواندرمانی تهران-بهترین روانشناس در غرب تهران-شمال غرب تهران-کرج-گیشا-آریا شهر-پونک-سعادت آباد -شهرک غرب-ولی عصر و شریعتی-پاسداران-ولنجک-توحید-ستارخان-صادقیه-آزادی-انقلاب-شهرک اکباتان.کلمات کلیدی در جستجو=روانشناس در تهران-روان درمانی -هیپنوتراپی-هیپنوتیزم-بهترین روانشناس در تهران-مطب روانشناسی-مرکز مشاوره و رواندرمانی-روان شناس خوب و با تجربه در تهران-روانشناس بالینی -دکتر روانشناسی بالینی در تهران-بهترین دکتر روانشناس و رواندرمانگر در تهران-روانشناس و هیپنوتراپیست حاذق و کارکشته در تهران- دکتر روانشناس-دکتر مشاوره خانواده خوب در تهران-بهترین روانشناس در تهران-مرکز مشاوره و رواندرمانی تهران-بهترین روانشناس در غرب تهران-شمال غرب تهران-کرج-گیشا-آریا شهر-پونک-سعادت آباد -شهرک غرب-ولی عصر و شریعتی-پاسداران-ولنجک-توحید-ستارخان-صادقیه-آزادی-انقلاب-شهرک اکباتان.آدرس روانشناسان در تهران-بهترین روانشناسان تهران-ادرس و تلفن بهترین روانشناسان تهران-لیست اسامی بهترین روانشناسان در تهران-بهترین روانشناس بالینی در تهران.

==========



نکته های آموزنده...

 

نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-متخصص روانشناسی.

نکته های جالب در مورد خودشناسی.

جبران خلیل جبران گفته است:

"هرگز احساس ضعف و ناتوانی نکردم جز در برابر کسی که از من پرسیده است تو کیستی؟"

شوپنهاور در همین خصوص حیران و فکور در پارکی قدم میزد و در گوشه ای از پارک به تفکر مشغول شد.فردی با دیدن او فکر کرد او غیر عادی به نظر می آید و فورا به پلیس زنگ زد.پلیس آمد و از شوپنهاور با لحنی بد پرسید :های تو کی هستی؟

شوپنهاور جواب داد نمیدانم،اگه جواب این سوالت را به من بدهی خوشحالم میکنی.

 

==========================

نکته ای آموزنده از شیطان لعین. 


می گویند روزی شیطان همه ابزارهای خود را به فروش گذاشته بود،
مثل:

حسد

کینه

غرور

حرص و طمع

بی رحمی و قساوت

جهل و نادانی

شهوت

قدرت طلبی و قدرت پرستی

ظلم و بی عدالتی

و.....

اما یکی از ابزارهای خود را مخفی کرد.از او پرسیدند اون ابزار چیه که قصد فروش آنرا نداری؟!

شیطان گفت: این ابزار موثرترین ابزار و قدیمی ترین آن است و با آن تا کنون خیلی از فرزندان آدم را به نیستی و نابودی کشاندم و آن ابزار عبارت است از:

 "افسردگی و نا امیدی"

 با این ابزار میشه هر بلایی را سر فرزندان آدم آورد.

پس اگه میخواهید به حرف شیطان گوش کنید در افسردگی و نا امیدی بمانید.

حتما این جمله را هم شنیدید که:

بزرگترین بلا نا امیدی است.  امام علی(ع).



شیوه پیشگیری از مشاجرات زناشویی و حل مشکلات زناشویی(زن و شوهری)-یا شیوه حل مشکلات زن و شوهر.

 

نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-متخصص روانشناسی.

چطور اختلافات و مشاجرات با همسرتان را حل و فصل کنید

همه زوج‌ها گهگاه دچار اختلاف می‌شوند. زوج‌ها اگر بتوانند با احترام، هوشیاری و درک با این تفاوت‌ها برخورد کنند، خواهند توانست احتلافاتشان را به طریقی مثبت از بین برده و همدیگر را بیشتر بشناسند. اما اگر این اختلافات به درستی حل نشوند، زوج‌ها خیلی زود از هم دور و جدا می‌شوند.

تعیین سبک مشاجره

بررسی اینکه شما و همسرتان چطور به اختلافاتتان واکنش می‌دهید می‌تواند کمکتان کند بفهمید مشاجرات چطور اتفاق می‌افتند.

خرابکار زیرک: از روبه‌رو شدن اجتناب می‌کند و معمولاً با سکوت، غر‌غر و ناله کردن در آن مورد حرف می‌‌زند. مشکل معمولاً مقدمه طولانی قبل از شروع دعوا است.

مهاجم سطح بالا: معمولاً در طول مشاجرات بسیار پرسروصدا و غالب است. ممکن است متعلق به محیط‌هایی بوده باشد که معمولاً دعواها بلند و زیاد بوده است، به همین دلیل این سبک مشاجره کردن برایش عادی است.

پیشگیرنده: اصلاً از جار و جنجال خوشش نمی‌آید و سعی می‌کند به هر قیمتی شده از بروز دعوا جلوگیری کند. شخصیتی حساس و دفاعی دارد.

ضربه‌خور: از دعوا و مشاجره واهمه دارد، به هر قیمتی شده سعی می‌کند وارد چنین موقعیت‌هایی نشود. اما زیر این ظاهر، خشم و تلخی موج می‌زند.

صلح‌طلب: از دعوا کردن خوشش نمی‌آید و سعی می‌کند خیلی زود به آن خاتمه دهد. این می‌تواند باعث شود نتواند به علت آن اختلاف بپردازد.

وقتی سبک‌های مختلف با هم برخورد می‌کنند، برای زوج دشوار می‌شود که به طریقی موثر با آن اختلاف کنار بیاید. رمز کار این است که به آن موضوع مثل یک دشمن نگاه شود و خود را هم‌رزم‌هایی در آن جنگ ببینید.

در زیر به علائمی اشاره می‌کنیم که نشان می‌دهد مشاجره‌ای در حال اتفاق ‌افتادن است.

• از بروز تماس چشمی، محبت جسمی و رابطه‌جنسی خودداری می‌کنید.
• درمورد همه چیز از همسرتان سوال و بازجویی می‌کنید.
• تلاش‌های همسرتان برای ایجاد مکالمه را با جواب‌هایی کوتاه و مختصر پاسخ می‌دهید.
• فکرتان روی ویژگی‌های منفی همسرتان متمرکز است.

چطور عصبانیتتان را کنترل کنید

اگر با این نشانه‌ها برخورد کردید، باید اول احساساتتان را درک کرده و بفهمید که چه حسی دارید. بعد سعی کنید محرک را تشخیص داده و ببینید آیا شرایط خارجی باعث حساس‌تر شدنتان شده است یا خیر.

قبل از اینکه موضوع را با همسرتان مطرح کنید، ببینید آیا واقعاً مسئله مهمی است یا خیر. اگر چندان اهمیتی ندارد، سعی کنید به خودتان اطمینان دهید و برای آرام کردن عصبانیتتان حرف‌های مثبت با خودتان تکرار کنید. سعی کنید با کلمات و تماس‌های فیزیکی محبت‌آمیز دوباره با همسرتان ارتباط برقرار کنید.

برای بهبود ارتباط، در هنر گفتگو استاد شوید..

بیشتر وقت‌ها ارتباط نادرست باعث وخیم‌تر شدن مشاجرات می‌شود. وقتی زوج‌ها شروع به دعوا کردن می‌کنند، معمولاً تمرکزشان بر برنده شدن در آن است، نه حل کردن مشکل. باید بتوانید بدون قضاوت کردن به نظرات هم گوش دهید. وقتی می‌خواهید سوالی بپرسید، سعی کنید صدا و لحنتان آرام باشد. وقتی مشکل را مشخص کردید، توافق بر یک هدف ساده‌تر خواهد بود. راه‌های مختلفی برای حل مشکلات و اختلافات وجود دارد.

مصالحه و سازش: هر دو طرف باید کمی کوتاه بیایند. اما این یک روش محدود برای حل مشکل است که در آن هر دو طرف بدون رسیدن به یک راه‌حل نهایی، کوتاه می‌آیند.

همکاری: زوج‌ها با همکاری با همدیگر برای پیدا کردن راهی برای رسیدن به یک راه‌حل که به نفع هر دوی آنها باشد، تلاش می‌کنند.

معامله: یک طرف درمقابل خواسته طرف مقابل کوتاه می‌آید اما درعوض خواسته‌ای مطرح می‌کند که به نظرش با آن برابر است.

خیلی خوب است که بتوانید زمانی را تنظیم کنید که بنشینید و بررسی کنید که آیا راهکار مورد استفاده موثر بوده است یا خیر. این به هر دوی شما فرصت می‌دهد دوباره ارزیابی کنید که تغییرات چه تاثیری بر مشکلتان داشته است و آیا نیاز به تلاش بیشتر هست یا خیر.


منبع:وبسایت مردمان



چگونه انرژی منفی را از ذهنمان پاک کنیم.پاکسازی ذهن و روان از انرژیهای منفی و نحوه رسیدن به آرامش واقعی.

 

نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-متخصص روانشناسی.

*راهنمای ساده برای پاکسازی عمیق ذهن



آیا معمولا احساس آرامش و راحتی می کنید؟ آیا هر روز از احساس لذت و سعادت لبریزید، و اینگونه به نظر می رسد که از مشکلات و احساس غم و اندوه آزادید؟

اما اگر همچنان مشغول خواندن این مقاله هستید شما نیز در زمره تعداد بیشمار افرادی هستید که برای رسیدن به زندگی بهتر تلاش می کنند و آرزوی یک زندگی آرام و لذت بخش را دارند. البته  تا زمانی که ما در ذهنمان خود را به خاطر شکست سرزنش میکنیم و به خود میگوییم" من برای زندگی در آرامش ساخته نشده ام،" رسیدن به این آرزو شبیه یک نبرد سخت است.

بگذارید بگویم که این مربوط به ما نیست، این فقط به خاطر نیازهای سریع زندگی امروزی است که  باعث شده ما به راحتی گیج و سردرگم شویم، و در نتیجه موقتاً ارتباطمان را با ذات و طبیعت مان از دست بدهیم. البته اگر بگردیم راهی برای رهایی از این نوع زندگی هست.

هدف این مقاله معرفی تکنیکی ساده برای ایجاد آرامش، لذت و روشنایی بیشتر در زندگی شماست.

چرا یافتن آرامش و لذت دشوار است؟

اگر به مشکلاتتان نگاه کنید متوجه می شوید که ریشه بسیاری از مشکلات در ذهن شماست. قضیه این است: یک سری وقایع بیرونی اتفاق می افتد، ما تصمیم میگیریم که تنها بخشی از داستان را ببینیم، سپس موقعیت را به گونه ای تفسیر میکنیم که باعث یک سری تضاد ذهنی در ما می شود و نتیجه آن شکلی از  ناراحتی درونی است.

اگرچه گفتن این جمله که "مشکلاتت را دور بریز" آسان است اما ما و شما میدانیم که به این سادگی هم نیست. ما سال های سال شرایط را برای جذب مشکلات و کشمکش ها فراهم کرده ایم. آنقدر که راهکار ساده "فکر نکردن در مورد مشکلات" خیلی در ما موثر نیست. ما به ابزاری نیاز داریم که به ریشه مشکلات ضربه بزنیم.

بیایید کاری را امتحان کنیم. برای یک یا پنج دقیقه چشمهایتان را ببندید و این مدت این مفهموم را مرور کنید که شما سکوت و آرامش میخواهید و نمی خواهید این افکار شما را پریشان کنند.(خواندن را متوقف کنید و این کار را انجام دهید.).

خب چه اتفاقی افتاد؟ شاید متوجه شده باشید که لحظه ای که ساکت شدید افکار شروع به خودنمایی کردند- افکاری بی ربط و بی نظم. این افکار نوعی پریشانی هستند که از سکوت درونی ما سر بر می آورند.

این فقط یک تجربه بود که ما با اراده خود ذهنمان را زیر نظر گرفتیم و تلاش کردیم آرام شویم، اما نتوانستیم. حالا فضای درونی خود را وقتی که روز خود را میگذرانیم، بی خبر از افکار آلوده ای که وارد ذهن ما میشوند، تصور کنید.

بنابراین ذهن ما با اطلاعات بی فایده، با اندیشه هایی که باعث خوشبختی ما نمیشود آشفته میگردد. به دلیل آشفتگی ذهن مان، شفافیت درونی ما نیز کم میشود و گرد و غبار هوش ذاتی ما را میپوشاند. و در نتیجه ارتباط خود را با قسمتی از ذهنمان که پاک ومقدس، فرزانه، آرامش بخش و جاودانه است از دست میدهیم. 

سرگرمی هایی که ما آنها را ضروری و مهم میدانیم، مثل تماشای تلویزیون، بروز کردن صفحات فیس بوک مان، چک کردن  ایمیل ها، غیبت پشت تلفن، ریختن آهنگ روی دستگاه پخش موسیقی وغیره،همه اینها توجه ما را معطوف خود می کنند و ما را ازچیزهایی که واقعاً برای ما مهم است- چیزهایی که شادی و رضایت ابدی را به زندگی ما و زندگی دیگران به ارمغان می آورد- دور میکنند.

بدانیم یا نه اطلاعاتی که ما به آنها می پردازیم فضای درونی ما را تا حدی پر می کنند و نیازها و احساسات ما را تحت تاثیر قرار میدهند.

و اگر مراقب نباشیم ممکن است به سرعت زندگی خود را سپری کنیم در حالی که زمان با ارزش خود را صرف چیزهایی کرده ایم که مهم نیستند- و سپس  از خود میپرسیم زندگی من چه شد؟چرا من احساس آشفتگی میکنم و به راحتی عصبانی میشوم؟ چرا احساس نارضایتی و نقص میکنم؟

اگر هنوز درحال مطالعه هستید نفسی تازه کنید و به خواندن ادامه دهید. شما این شانس را داشته اید که از خواب غفلت برخیزید. برخیزید و کنترل سرنوشتتان را در دست بگیرید. کار خود را با چیزهایی که به آنها توجه میکنید و اجازه میدهید وارد زندگی تان شوند، شروع کنید.( بدون در نظر گرفتن سن خودتان)

راهنمای ساده برای پاکسازی عمیق درون

یک راه برای پاک کردن آشفتگی درون مراقبت از باغچه ذهنمان است. مراقب باشید که به چه چیز اجازه ورود میدهید، با حرف ها، افکار و چیزهایی که به آنها توجه میکنید، شروع کنید.

ممکن است متوجه نشده باشید اما ما وقت زیادی را صرف غیبت، بد  زبانی نسبت به دیگران، قضاوت در مورد دیگران و یافتن اشتباهات دیگران میکنیم و جذب افکار منفی مثل حسادت، گناه یا ترس میشویم و بدنبال بهانه ای برای مخفی کردن احساسات واقعی خود می گردیم. میدانم که همه این ها وقتی در کنار هم قرار می گیرند به نظر خیلی بد و اغراق آمیز میرسد، اما اگرما واقعاً به خودمان، اندیشه هایمان و حرف هایمان بنگریم متوجه خواهیم شد که تقریبا هر روز آگاهانه و ناآگاهانه خیلی از این کارها را انجام میدهیم.

من به دیگران کاری ندارم و درمورد تجربه خودم صحبت میکنم و تایید میکنم که این یک حقیقت است. گاهی اوقات در ظاهر خشونتی وجود ندارد مانند قضاوت در مورد گارسن رستوران، یا عصبانی شدن از نماینده خدمات مشترکین تلفن و بی احترامی به او، یا گفتن یک دروغ کوچک مصلحتی به جای نه گفتن مستقیم.

مسئله این نیست که با داشتن این افکار یا گفتن این حرف ها ما آدم های بدی می شویم. مسئله این است که این چیزها تبدیل به زباله های به درد نخوری میشوند که درون ما را پر میکنند و به درد خوشبختی ما نمیخورند.

من این تکنیک های ساده اما بسیارموثر را از یک آموزگار روحانی فرا گرفته ام.

برای پاک کردن درون تان از این 4 قانون پیروری کنید:

1. همان چیزی که واقعاً منظورتان است را بگویید. به آنچه میگویید عمل کنید.
2. حرفی را که نمیتوانید به همه بزنید به هیچ کس نزنید.
3. آنچه را که نمیتوانید برای دیگران مطرح کنید در خلوت به خود نگویید.
4. حرفی را نزنید مگر اینکه صحیح، مفید یا از روی محبت باشد.

در ادامه مقاله در مورد این جملات به تفضیل توضیح داده شده است.

توضیحات بیشتر در مورد این 4 قانون :

قانون اول: آنچه که منظورتان است را بگویید.

آیا تاکنون خود را در حال بهانه تراشی برای اجتناب از موقعیتی که برای شما ناخوشایند است، یافته اید. برای مثال دوست شما میخواهد که با او به یک برنامه اجتماعی بروید. شما واقعاً نمیخواهید بروید، اما بهانه می آورید که "من نمیتوانم بیایم" یا "من خیلی گرفتارم،" با بیان این جملات می توانید در نهایت آرامش از شخصی یا چیزی یا کاری دوری کنید.

مثال دیگر، شخصی از شما درخواست کمک می کند که نمی خواهید اجابت کنید، اما به خاطر نپذیرفتن احساس گناه میکنید، بنابراین شما به دو صورت از آن شخص دوری میکنید (مثلا ایمیل ها یا تماس های او را نادیده می گیرید) یا بهانه ای می آورید که واقعا صحت ندارد(مثلا من خارج از شهر هستم.)

اینها به خاطر این نیست که شما نمی توانید کاری انجام دهید. حقیقت این است که شما نمی خواهید کاری را انجام دهید. بهانه گرفتن یا اجتناب از تماس با آن شخص و یا موقعیت،  باعث بوجود آمدن فعالیت هایی در درون شما میشود که نیازمند صرف انرژی است. به جای صلح و آرامش  شما درگیر این مسئله هستید و در مورد این دروغ کوچک فکر میکنید.

وقتی میخواهید حرفی بزنید، آگاهانه تصمیم بگیرید که حقیقت را بگویید، یا آنچه که واقعا منظورتان است را بر زبان بیاورید. لازم نیست که حقیقت آزاردهنده و یا ناملایم باشد، میتوانید حقیقت را با مهربانی و ملایمت اما محکم بگویید. وقتی حقیقت را بگویید، هیچ کس نمیتواند آن را رد کند، هرچند که چیزی را که میشنوند دوست نداشته باشند.

قانون دوم: به آنچه میگویید عمل کنید.

 گاهی اوقات ما نا آگاهانه یا ازروی عادت حرف هایی می زنیم که منظورمان دقیقاً آن نیست . برای مثال وقتی میخواهیم تلفن را قطع میکنیم به دوست، همسرمان یا هر کس دیگری میگوییم،" سلام برسان" ، نه به این دلیل که واقعا منظورمان این است، بلکه به خاطر عادت. کلمات به صورت خودکار بر زبان ما جاری می شوند و کم کم معنی واقعی خود را از دست میدهند.

مثالی دیگر، میگوییم "به زودی با شما تماس میگیرم" یا "به زودی با هم صحبت خواهیم کرد" یا "فردا با تو تماس میگیرم." یا پیشنهاد کمک میدهیم یا کلماتی که در خداحافظی به کار میبریم، اما منظور ما واقعاً آن ها نیست اما آنها را میگوییم چون آسان است و باعث خشنودی دیگران میشود.

ممکن است فکر کنیم که این کارها بی ضررند اما در عمق وجود خود میدانیم که غیر واقعی هستند. آنها دروغ های کوچکی هستند که ما برای خود مسئله ای درونی کرده ایم واین باعث میشود که در طی زمان تبدیل به شخصی با وجدانی گناه کار شویم که این ما را از زندگی زمان حال دور میکند.

با عزم واراده با خود عهد ببندید که هر چیزی که مقصودتان است را بگویید و قول های تو خالی ندهید که نمیتوانید و نمیخواهید عملی کنید.

قانون سوم:حرفی را که نمیتوانید به همه بزنید به هیچ کس نزنید.

قبول داشته باشید یا نه، بیشترما به شکلی غیبت کردن(پشت سر دیگران حرف زدن و بدیهای او را گفتن) را دوست داریم. همچنین در یافتن خطاهای دیگران سریع عمل می کنیم و سپس با دوستان مورد اطمینان مان  در مورد آنها صحبت میکنیم. یا در مورد بد شانسی یک نفر مطلع میشویم و میخواهیم به سرعت به همه خبر دهیم.

مطمئنم میتوانید نمونه های زیادی را به خاطر بیاورید. به این مثال توجه کنید: سارا در محل کارش عصبانی میشود و بر سر همکارش فریاد می کشد، وقتی به خانه می رسیم به سرعت در مورد این داستان با همسرمان صحبت میکنیم.

مثال دیگر، آرش از کار بی کار شده است، وقتی از این موضوع اطلاع پیدا میکنیم، به بهترین دوستمان المیرا زنگ میزنیم یا پیغام میدهیم تا موضوع را به اطلاعش برسانیم ، و یا آرش را مسخره میکنیم، زیرا از او خوشمان نمی آید.

در هر دو مورد ما نمی توانیم همه چیز را دقیقاً به همه بگوییم به خصوص به المیرا یا آرش. و اگر واقعا به درونمان بنگریم میبینیم که بعد از گفتن آن حرف ها احساس خیلی خوبی نداریم.

وقتی چنین مکالمه ای را بررسی میکنیم، میفهمیم که هیچ کاری برای پرورش روح مان انجام نداده ایم. تنها کاری که کرده ایم داستان سرایی و ایجاد انرژی منفی و کشمکش درونی است که درون ما را آلوده میکند.

خودتان را ملزم کنید که  حرفی را با هیچ کس در میان نگذارید مگر اینکه بتوانید آن را به همه بگویید. خودتان را مجبور به توقف داستان سرایی و انتشار انرژی منفی کنید.

پس آنچه را که نمیتوایند جلوی دیگران مطرح کنید در خلوت به خود نگویید.

بیشتر ما خیلی از خودمان انتقاد میکنیم. مردم هرگز چیزهایی را که به خود میگویند جار نمیزنند، بنابراین در خلوت ذهنمان اعتقاد داریم که ما تنها کسی هستیم که تحت تاثیر گفتگوهای منفی با خودمان،عزت نفس پایین و ترس قرار دارد.

وقتی کاری عالی پیش نمیرود، ما اول خودمان را مقصر میدانیم، خودمان را به خاطر کاراشتباه، خوب کار نکردن و آنچه از دست داده ایم، سرزنش میکنیم.

همه ما با خودمان صحبت میکنیم اما مشکل وقتی بوجود میاید که ما این گفتگوهای درونی را باور میکنیم، تا جایی که اعتقادات غلطی در مورد خودمان پیدا میکنیم. این اعتقادات غلط برای روح و خوشبختی آینده ما مضر است، مگر اینکه کاری کنیم که این اعتقادات از یاد بروند.

دفعه بعد که این صدا را در سرتان شنیدید که میگفت "من احمقم" یا "من خوب نیستم" یا "من یک بازنده هستم" یا افکار دیگری علیه خودتان، بدانید که این شما نیستید. میتوانید شفاهی بگویید"این من نیستم !این حقیقت ندارد" و حتی این  جملات را در برابر این افکار بیان کنید، "از امروز به بعد من تصمیم میگیرم که این افکار وجود نداشته باشند، زیرا که دیگر نمی توانند برمن تاثیر بگذارند. من اعلام میکنم که این اندیشه ها واقعی نیستید و من از امروز از چنگ آنها آزادم."

منظور قانون سوم این است که هرگز ذهن خود را درگیر اندیشه هایی در مورد خود نکنید که قادر نیستید با دیگران در میان بگذارید. درون خود را پاک نگه دارید.

قانون چهارم:حرفی را نزنید مگر اینکه صحیح، مفید یا از روی محبت باشد.

بعضی از افراد آنقدر درگیر گفتگوی درونی خود هستند که این گفتگو ها به صورت سخنان بی فایده ای بر زبانشان جاری میشود. مانند کسانی که در اتوبوس صحبت میکنند و یا دوست دارند در محل کار کنار آبسردکن بایستند و صحبت کنند.  اگر آن ها را زیر نظر بگیرید و تعداد چیزهای واقعاً مفید یا جالبی که میگویند را بشمارید، خواهید دید که تعداد آنها انگشت شمار است.

نه تنها این آشفتگی، افراد دور و بر این فرد را تحت تاثیر قرار میدهد بلکه انرژی زیادی را به خاطر حرف زدن از این شخص میگیرد. آخرین باری را که در مورد چیزی بدون هدف و به مدت طولانی صحبت کردید به یاد بیاورید و اینکه چقدر بعد از آن احساس خالی بودن میکردید. هر چه حرف های بی فایده تری بزنیم چیزهای بی فایده تری به ذهنمان میرسد.

اگر فکر میکنید که اینها مشخصات شماست ناامید نشوید. من هم چنین بودم، میتوانید با آن مبارزه کنید و بر آن غلبه کنید.

بعضی افراد این تمرین را درروزهای تعطیل انجام میدهند به دلیل اینکه لازم نیست صحبت کنند، یا مطالعه کنند، و یا از کامپیوتر استفاده کنند. در پایان آن روز حس فوق العاده سکوت و آرامش و فوران انرژی را درون خود احساساس می کنند.

مراقب باشید که چه میگویید وفقط زمانی لب به سخن بگشایید که این سه مورد را رعایت کرده باشید:

آیا چیزی که میخواهم بگویم...

• در مورد من درست است؟ قلب من آن را باور دارد؟
• برای کسی یا موقعیتی مفید است؟
• از روی مهربانی یا دلسوزی است؟ تعارف است یا واقعاً برای کمک است؟

این 4 قانون را شخصی چند وقت پیش به من گفت و اینها دلیل نوشتن این مقاله هستند. بعد از عمل کردن به آنها در زندگی خودم، به این نتیجه رسیدم که اگر این 4 جمله را طی 21 روز به کار ببندید متوجه یک دگرگونی زیبا دردرونتان میشوید- از هیاهو به سکوت و از تاریکی به روشنی.

ممکن است در ابتدا مشکل به نظر برسد اما اگر برای 3 روز به آن عمل کنید بعد از آن کار راحت تر میشود. آن را به 7 روز برسانید وسپس 21 روز. لطفاً خود را به خاطر لغزش از قوانین سرزنش نکنید. ممکن است برای هرکسی اتفاق بیفتد فقط به مسیر خود ادامه دهید.

بعد از مدتی متوجه میشوید که دنیای بیرونی شما نیز تغییر کرده است، همانگونه که دنیای درونی شما تغییر یافته است.

منبع:سایت مردمان.



بهترین روش رواندرمانی در درمان افسردگی چیست؟از سایت about.com

 

نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-متخصص روانشناسی.

بهترین روش رواندرمانی کدام روش است؟
 
Question: What Is the Best Type of Psychotherapy?
Answer: There are many theoretical approaches to psychotherapy, but probably the most effective in the treatment of childhood depression and depression in general is Cognitive-Behavioral Therapy. This type of therapy focuses upon the role of thinking and belief systems as the root of depression. People with depression have certain characteristic thought patterns, called cognitive distortions, which give them a skewed perception of the world around them. During therapy, the psychologist works with the patient to help them recognize their dysfunctional thoughts, emotions, and behaviors and to change them to a more realistic perspective. Interpersonal therapy, which focuses on interpersonal relationships and coping with conflict, and family therapy may also be useful in certain cases.
منبع:about.com

خلاصه:
در این مقاله اعتقاد نویسنده این است که رواندرمانی شناختی-رفتاری ،بهترین روش برای رواندرمانی افراد افسرده است.نویسنده معتقد است که در این روش رواندرمانی بیمار با خطاهای شناختی خود آشنا شده و با کار روی آن بر افسردگی خود غلبه میکند.سیستم باورهای بیمار و نحوه تفکر بیمار ریشه افسردگی است و با تغییر در این سیستم بیمار از نظر احساسی و رفتاری بهبود می یابد(برای درک مفهوم شناخت درمانی به سایر مقالاتم در همین وبلاگ مراجعه کنید.)ضمنا نویسنده معتقد است که در کنار شناخت درمانی ،درمان بین فردی یا زوج درمانی و خانواده درمانی نیز مفید است تا تضادهای خانوادگی بیمار نیز درمان و حل شود.(پژوهشهای مختلف در همه کشورها این ادعای نویسنده را تایید میکند).
دکتر دارابی.
روانشناس بالینی.


  • تعداد کل صفحات:49 
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  


کانال تلگرام دکتر دارابی جمعه 31 اردیبهشت 1395
مقایسه روشهای درمانی ای ام دی آر با شناخت درمانی جمعه 31 اردیبهشت 1395
آدرس کانال دکتر دارابی پنجشنبه 6 اسفند 1394
فیزیولوژی عشق یکشنبه 17 اسفند 1393
فرق بین روان شناسی و روان پزشکی(تفاوت روان شناس با روان پزشک). چهارشنبه 12 آذر 1393
فقر احساسی ؟ دوشنبه 19 آبان 1393
نقش دین در سلامت روان. یکشنبه 2 شهریور 1393
ارزشهایی که باید به فرزندان خود بیاموزیم.. سه شنبه 5 فروردین 1393
-درمان ای.ام.دی.آر(E.M.D.R)چیست؟ شنبه 28 دی 1392
رفتار درمانی دیالک تیکی(D.B.T) چیست؟ جمعه 27 دی 1392
*مراقبه و مدیتیشن موجب تغییرات در بیان ژن ها می شود جمعه 27 دی 1392
lمهمترین ویژگیهای همسر خوب ومهمترین معیارهای انتخاب همسر جمعه 29 آذر 1392
ازدواج با کسی که از ازدواج قبلی خود دارای فرزند است شنبه 22 تیر 1392
خطاهای شناختی در نظریه آرون بک. سه شنبه 18 تیر 1392
چگونه نه بگوییم ولی احساس گناه و شرم نکنیم؟راههای ابراز وجود و نه گفتن به دیگران.. یکشنبه 16 تیر 1392
درسی از مولانا و شمس تبریزی جمعه 20 اردیبهشت 1392
نمونه های درمان با هیپنوتیزم و رواندرمانی توسط دکتر دارابی-2 شنبه 14 اردیبهشت 1392
نمونه های درمان با هیپنوتیزم و رواندرمانی توسط دکتر دارابی-1 شنبه 14 اردیبهشت 1392
خود هیپنوتیزم و کاربرد آن. یکشنبه 20 اسفند 1391
فرق خودشیفتگی با عزت نفس یا اعتماد به نفس چیست؟ یکشنبه 20 اسفند 1391
لیست آخرین پستها