تبلیغات
-وبلاگ روانشناسی بالینی دکتر دارابی-44030719

-وبلاگ روانشناسی بالینی دکتر دارابی-44030719

در اندرون من خسته دل ندانم کیست-که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

 

آدرس و تلفن کلینیک یا مطب روانشناسی- مشاوره خانواده و ازدواج،آدرس روانشناسان در تهران،دکتر روان شناس و روان درمانی و هیپنوتیزم و هیپنوتراپی در تهران.

 

نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-متخصص روانشناسی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هیپنوتیزم در روان درمانی

                              

کلینیک روانشناسی بالینی و مشاوره دکتر دارابی خدمات زیر را ارائه میدهد:

1-رواندرمانی ناراحتیهای روانی با آخرین روشهای روان درمانی.

2-اجرای آزمونهای روانی،

3-مشاوره خانواده(زوج درمانی) و مشاوره قبل از ازدواج.

=====


*جهت رزرو نوبت به مطالب زیر توجه نمایید:

*رزرو نوبت همه روزه به جز ایام تعطیل از ساعت 14 ال 20 .

*بعد از رزرو کردن نوبت ،یک روز قبل با شما تماس گرفته میشود.اگر قصد مراجعه ندارید لطفا به منشی اعلام کنید تا این وقت به فرد دیگری داده شود.چون در یک ساعت حد اکثر به یک یا دو نفر نوبت داده میشود.

====

*مراجعانی که از شهرستان قصد مشاوره و رواندرمانی را دارند بهتر است قبل از مراجعه حضوری نیم ساعت مشاوره تلفنی بگیرند تا در صورت لزوم مراجعه حضوری داشته باشند.

====

گر جهت نوبت تماسی با شما گرفته نشد جهت پی گیری تماس بگیرید.احتمالا موقع نوبت دادن، قادر به برقراری تماس با شما نشده اند.

====



 

کتابهای انتشار یافته توسط دکتر دارابی


هیپنوتیزم در روان درمانی
پدیدآورنده: جعفر دارابی
ناشر: پیدایش - 13 آذر، 1386چاپ سوم ۱۳۸۸

قیمت پشت جلد:  19000 ریال
.
2.
نظریه های روانشناسی شخصیت: رویکرد مقایسه ای
نظریه های روانشناسی شخصیت: رویکرد مقایسه ایویرایش دوم.
پدیدآورنده: جعفر دارابی
ناشر: آییژ - 15 اسفند، 1388
قیمت پشت جلد:  70000 ریال

3.
نظریه های روانشناسی شخصیت: رویکرد مقایسه ای
نظریه های روانشناسی شخصیت: رویکرد مقایسه ای
پدیدآورنده: جعفر دارابی
ناشر: آییژ - 28 آبان، 1384
قیمت پشت جلد:  30000 ریال

4.
افسردگی
افسردگی
پدیدآورنده: تونی اسمیت، کوام مکنزی، منیر سنگلجی (مترجم)، مجید عمیق (ویراستار)، جعفر دارابی (ویراستار)
ناشر: پیدایش - 1
قیمت پشت جلد:  14000 ریال
5-استرس -نشر پیدایش (ویراستار فنی دکتر جعفر دارابی)نوشته مکنزی و ترجمه منیر سنگلچی

استرس

=================================================


کلمات کلیدی در جستجو=روانشناس در تهران-روان درمانی -هیپنوتراپی-هیپنوتیزم-بهترین روانشناس در تهران-مطب روانشناسی-مرکز مشاوره و رواندرمانی-روان شناس خوب و با تجربه در تهران-روانشناس بالینی -دکتر روانشناسی بالینی در تهران-بهترین دکتر روانشناس و رواندرمانگر در تهران-روانشناس و هیپنوتراپیست حاذق و کارکشته در تهران- دکتر روانشناس-دکتر مشاوره خانواده خوب در تهران-بهترین روانشناس در تهران-مرکز مشاوره و رواندرمانی تهران-بهترین روانشناس در غرب تهران-شمال غرب تهران-کرج-گیشا-آریا شهر-پونک-سعادت آباد -شهرک غرب-ولی عصر و شریعتی-پاسداران-ولنجک-توحید-ستارخان-صادقیه-آزادی-انقلاب-شهرک اکباتان.کلمات کلیدی در جستجو=روانشناس در تهران-روان درمانی -هیپنوتراپی-هیپنوتیزم-بهترین روانشناس در تهران-مطب روانشناسی-مرکز مشاوره و رواندرمانی-روان شناس خوب و با تجربه در تهران-روانشناس بالینی -دکتر روانشناسی بالینی در تهران-بهترین دکتر روانشناس و رواندرمانگر در تهران-روانشناس و هیپنوتراپیست حاذق و کارکشته در تهران- دکتر روانشناس-دکتر مشاوره خانواده خوب در تهران-بهترین روانشناس در تهران-مرکز مشاوره و رواندرمانی تهران-بهترین روانشناس در غرب تهران-شمال غرب تهران-کرج-گیشا-آریا شهر-پونک-سعادت آباد -شهرک غرب-ولی عصر و شریعتی-پاسداران-ولنجک-توحید-ستارخان-صادقیه-آزادی-انقلاب-شهرک اکباتان.کلمات کلیدی در جستجو=روانشناس در تهران-روان درمانی -هیپنوتراپی-هیپنوتیزم-بهترین روانشناس در تهران-مطب روانشناسی-مرکز مشاوره و رواندرمانی-روان شناس خوب و با تجربه در تهران-روانشناس بالینی -دکتر روانشناسی بالینی در تهران-بهترین دکتر روانشناس و رواندرمانگر در تهران-روانشناس و هیپنوتراپیست حاذق و کارکشته در تهران- دکتر روانشناس-دکتر مشاوره خانواده خوب در تهران-بهترین روانشناس در تهران-مرکز مشاوره و رواندرمانی تهران-بهترین روانشناس در غرب تهران-شمال غرب تهران-کرج-گیشا-آریا شهر-پونک-سعادت آباد -شهرک غرب-ولی عصر و شریعتی-پاسداران-ولنجک-توحید-ستارخان-صادقیه-آزادی-انقلاب-شهرک اکباتان.کلمات کلیدی در جستجو=روانشناس در تهران-روان درمانی -هیپنوتراپی-هیپنوتیزم-بهترین روانشناس در تهران-مطب روانشناسی-مرکز مشاوره و رواندرمانی-روان شناس خوب و با تجربه در تهران-روانشناس بالینی -دکتر روانشناسی بالینی در تهران-بهترین دکتر روانشناس و رواندرمانگر در تهران-روانشناس و هیپنوتراپیست حاذق و کارکشته در تهران- دکتر روانشناس-دکتر مشاوره خانواده خوب در تهران-بهترین روانشناس در تهران-مرکز مشاوره و رواندرمانی تهران-بهترین روانشناس در غرب تهران-شمال غرب تهران-کرج-گیشا-آریا شهر-پونک-سعادت آباد -شهرک غرب-ولی عصر و شریعتی-پاسداران-ولنجک-توحید-ستارخان-صادقیه-آزادی-انقلاب-شهرک اکباتان.آدرس روانشناسان در تهران-بهترین روانشناسان تهران-ادرس و تلفن بهترین روانشناسان تهران-لیست اسامی بهترین روانشناسان در تهران-بهترین روانشناس بالینی در تهران.

==========



طلاق عاطفی چیست؟ زندگی با همسر فقط زیر یک سقف.

 

نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-متخصص روانشناسی.

تصور می‌کنیم که وقتی چند روز پیش علی درمقابل همسرش سارا در یک مهمانی تولد تسلیم شد می‌خواست اوضاع را آرام نگه دارد. دختر سه ساله آنها، دلسا، داشت با شادی اینطرف و آنطرف می‌پرید که یکدفعه به یک دختربچه دیگر برخورد کرد.

دختربچه بزرگتر زمین خورد اما دلسا با سرعت به سمت در آمد که پدرش آنجا با آغوش باز منتظرش بود. وقتی سارا که با یکی از دوستان مشغول صحبت بود دخترش دلسا را در آغوش علی دید، به سرعت به آنطرف رفت.

«اونو بده به من!»

«گفتم بدش به من، منو میخواد!»

علی طوری نگاه کرد انگار که می‌خواست چیز دیگری بگوید اما دلسا را به سارا تحویل داد و آنجا بود که دلسا شروع به گریه کرد.

چنین برخوردی تنها نشانه یک طلاق عاطفی بین دو طرف است.

طلاق عاطفی حتی باوجود انکار ما اتفاق می‌افتد و می‌تواند یک وضعیت جایگزین برای فلسفه آشنای ازدواج باشد:

ما بخاطر بچه‌ها با هم مانده‌ایم.

نمی‌توان گفت چه تعداد زوج این اعتقاد را دارند.

تحقیقات مختلفی درمورد تاثیرات طلاق انجام گرفته است و واقعیت این است که متغیرهای مختلفی وجود دارد.مسائل و مشکلات زناشویی مختلف، طریقه ارتباط برقرار کردن زوج با فرزندانشان، سن بچه‌ها و از این قبیل که ارزیابی تاثیر طلاق را دشوار می‌کند.

اما اگر درون خودمان را جستجو کنیم، خیلی از ما در عمق وجودمان نگران این هستیم که طلاق تاثیر شدیداً مخربی بر فرزندانمان، مخصوصاً بچه‌های کوچکتر، بگذارد و به همین علت تصور می‌کنیم که با هم ماندمان بهتر است.

اما اینکه فقط ازدواجمان را حفظ کنیم به این معنی نیست که طلاق نگرفته‌ایم.فقط اینکه رسماً و قانوناً ازدواجمان را باطل نکرده‌ایم به این معنی نیست که طلاق نگرفته‌ایم.

طلاق عاطفی می‌تواند تدریجی باشد یا ناگهانی اتفاق بیفتد. در هر دو حالت، یک ابزار فاصله است که به اندازه طلاق برای بچه‌هایمان، خودمان و رابطه‌مان به عنوان پدر و مادر مضر است.چرا؟ چون وقتی طلاق می‌گیریم، مطابق با احساساتمان (یا احساسات همسرمان) رفتار می‌کنیم. این یعنی بین احساس و عمل ما ارتباط وجود دارد.

ممکن است آسیب‌هایی هم با طلاق برای بچه‌ها وجود داشته باشد.برحسب اینکه چه طور درمورد همسر قبلی خود با آنها صحبت می‌کنیم، اینکه آنها را واسطه قرار می‌دهیم، اینکه چطور بعد از طلاق نقش هم پدر و هم مادر را برایشان ایفا می‌کنیم.اما حداقل تظاهر نمی‌کنیم که اوضاع رضایت‌بخش است درحالیکه نیست و تصور نمی‌کنیم که چون ازدواجمان را حفظ کرده‌ایم و طلاق نگرفته‌ایم، رابطه و فرزندانمان هیچ مشکلی ندارند.

درمقابل، طلاق عاطفی از یک حقیقت سطحی محافظت می‌کند.ازدواج ما دست‌نخورده می‌ماند، زیرا هنوز متاهل هستیم.درحالیکه بر یک حقیقت عمیق‌تر تاکید می‌کند.خودداری و عدم ارتباط ، عوامل اصلی رابطه ما هستند. مطمئن باشید که این حقیقت بر فرزندانتان تاثیر می‌گذارد!

طلاق عاطفی می‌تواند به شکل‌های مختلف زیر باشد:

1- مقاومت دربرابر حرف زدن درمورد موضوعات حساس با همسرمان.
2- گرفتن تصمیماتی که می‌دانیم موجب ناراحتی همسرمان می‌شود.
3- در میان نگذاشتن اهداف و آرزوها با همسرمان، معمولاً برای جلوگیری از انتقاد، عدم پشتیبانی یا بی‌احترامی از جانب او.
4- نادیده گرفتن یا تحقیر نظرات و تلاش‌های همسرمان.
5- استفاده از دوستان یا همکاران برای گرفتن مشورت‌هایی که سابقاً با همسرمان در میان می‌گذاشتیم.
6- خیالپردازی درمورد زمانی که از همسرمان جدا شویم.
7- ایجاد یا کشف دلایل دیگر برای ماندن در محل‌کار به جای گشتن به دنبال دلایلی برای زودتر به خانه رفتن.
8- روی آوردن به فرزندانمان برای پشتیبانی و محبت به جای همسرمان.
9- اصرار ورزیدن بر اینکه وقتی برای گذراندن با همسرمان نداریم، معمولاً به دلیل خواسته‌های واقعی یا تخیلی فرزندانمان.
اگر حتی یکی از مواردی که در بالا ذکر شد، درمورد شما صدق می‌کند، از خودتان سوال کنید:

چه الگوی رابطه‌ای را دوست دارم به فرزندانم نشان دهم؟
آرزوی چه نوع رابطه‌ای را دارم؟
برای اینکه رابطه‌ای که من و فرزندانم مستحق آن هستیم را داشته باشیم، چه کارهایی حاضرم انجام دهم؟

بااینکه شدیداً باور دارم که با هم ماندن بخاطر بچه‌ها--یا صرف با هم ماندن--تلاش ارزشمند زوج‌هاست اما همه ما باید مراقب باشیم که طلاق رسمی را با طلاق عاطفی طاق نزنیم.

همه ما سزاوار روابطی کامل و رضایت‌بخش با همسر و فرزندانمان هستیم. بخاطر همین دوباره می‌پرسیم:

برای اینکه رابطه‌ای که شما و فرزندانتان مستحق آن هستید را داشته باشید، چه کارهایی حاضرید انجام دهید؟

هیچ پاسخ مشخصی برای این سوال وجود ندارد اما امیدواریم پاسخی را پیدا کنید که به شما برای مطابق کردن احساساتتان با رفتارهایتان کمک کند.

منبع:وبسایت مردمان.


چگونه سعی کنیم خودمان باشیم نه برای دیگران؟؟

 

نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-متخصص روانشناسی.

چطور دست از راضی کردن دیگران برداریم

این را تصور کنید: در سالن نمایش هستید. زود می‌رسید و چون اولین نفر هستید می‌توانید بهترین صندلی را برای خودتان بگیرید. نوشیدنی و تنقلات لازم را می‌خرید، در صندلیتان نشسته و منتظر شروع برنامه می‌مانید. یک نفر به سمتتان می‌آید و می‌‌گوید، «سلام. می‌تونید جاتونو عوض کنید تا من و دوستام اینجا بشینیم؟» اگر با خودتان آه بکشید و وسایلتان را برداشته و روی صندلی دیگری بنشینید، فقط برای اینکه خوب باشید، باید به شما تبریک گفت. شما آدمی هستید که همیشه برای راضی کردن دیگران آماده هستید و اجازه می‌دهید از شما استفاده کنند. احتمالاً چیزی که می‌خواهید را هم از زندگی به دست نمی‌آورید. دیگر زمانش رسیده است که تمرکز زندگیتان را از دیگران روی خودتان برگردانید و قربانی خوب بودن نشوید.


مراحل

۱. برای خودتان الگو شوید. پنج مورد پیدا کنید که چیزی گفتید یا کاری انجام دادید که واقعاً منعکس‌کننده خواست و نیاز خودتان نبوده و برای خوشحال و راضی کردن دیگران بوده باشد.

آنها را یادداشت کنید.

برای هرکدام از این موقعیت‌ها، تجسم کنید که اگر انتخاب می‌کردید که خودتان را راضی کنید، چطور رفتار می‌کردید! بدترین اتفاقی که ممکن بود بیفتد چه بود؟
بدترین ترس‌هایتان را یادداشت کنید.

۲. ترس‌هایتان را بررسی کنید.

 آیا واقعبینانه هستند؟ آیا وحشتناک‌اند؟ از این می‌ترسید که هیچکس دوستتان نداشته باشد، که کسی ترکتان کند، یا اینکه همه تنهایتان بگذارند. این زندانی است که خودتان را در آن اسیر کرده‌اید و الان وقتش رسیده که قفل آن را شکسته و خودتان را از آن نجات دهید.

اطرافیانتان ممکن است به این تسلیم‌پذیری شما عادت کرده باشند، اما اگر نتوانند قبول کنند که شما هم نیازهای خودتان را داشته باشید، آیا واقعاً ازرزش این را دارند که در زندگی شما باشند؟

۳. مرزها و محدودیت‌هایتان را بررسی کنید.

آنها را با مرزهایی که برای دیگران قائل می‌شوید مقایسه کنید.

چه رفتارهایی برای شما قابل‌قبول و چه رفتارهایی غیرقابل‌قبول است؟

این رفتارها برای خودتان و دیگران یکسان است؟

ایا چیزهای غیرقابل‌تحمل را تحمل می‌کنید؟ چیزهای غیرعادی را عادی جلوه می‌دهید؟ چیزهای غیرقابل‌قبول را قبول می‌کنید؟ آیا می‌دانید اینکه کسی با احترام و عزت با شما رفتار کند چه حسی دارد؟

یاد بگیرید که رفتارهای غیرقابل‌قبول برای دیگران را تشخیص داده و بدانید که وقتی مرزهایتان را می‌شکنند، چطور برای آنها محدوده تعیین کنید.

۴. منبع را در نظر بگیرید.

خیلی از آدمهایی که عادت به خوشنود کردن دیگران دارند، در محیط‌هایی بزرگ شده و تربیت یافته‌اند که نیازها و احساساتشان در آن کنار گذاشته شده بوده است.

آیا همیشه از شما انتظار می‌رفته است که برای برآوردن نیازهای دیگران، نیازهای خود را کنار گذاشته و نادیده بگیرید؟

آیا یاد گرفته‌اید که تنها راه گرفتن یک واکنش مثبت از دیگران این است که خواسته‌هایشان را برآورده کنید؟

اگر اینطور است، باید بدانید که با متمرکز شدن بر خوشنود کردن دیگران، خود را در معرض سوءاستفاده قرار می‌دهید. وقتی همیشه پشت انتظارات دیگران پنهان باشید، هیچوقت به نهایت توانایی و قدرت خود بعنوان یک انسان نخواهید رسید.

۵. ارزش خود را با کارهایی که برای دیگران می‌کنید ارزیابی نکنید.

این خیلی خوب است که دوست داشته باشید به دیگران کمک کنید، اما این کار را چون می‌خواهید باید انجام دهید نه چون احساس می‌کنید باید انجام دهید. میل به کمک کردن دیگران باید بعد از این باشد که بفهمید چطور می‌توانید به خودتان کمک کنید.

بهترین محبت‌ها آنهایی است که با انتخاب شما انجام شوند نه از روی ترس از احساس گناه. اگر به این خاطر کاری برای دیگران انجام می‌دهید که اگر انجام ندهید احساس بدی پیدا می‌کنید، آیا آن عمل واقعی است؟ آیا دوست دارید دیگران هم تحت همان شرایط برایتان کاری انجام دهند؟ و آیا وقتی تا حدی به دیگران کمک می‌کنید که خودتان را فراموش کنید، آیا عاقلانه است؟

۶. «نه» گفتن را یاد بگیرید. بهانه‌تراشی نکنید--برای نخواستن چیزی دلیل بیاورید.

مثلاً شوهرتان دوست دارد کل خانواده‌اش برای شب عید خانه شما باشند و این برای شما غیرقابل‌تحمل است. بگویید، «متاسفم عزیزم. من واقعاً نمیتونم از این تعداد مهمان آن شب خوب پذیرایی کنم.»

دوستتان از شما می‌خواهد با او به میهمانی بروید که کسانی در آن هستند که خوشتان نمی‌آید. به او بگویید، «مرسی. اونجا واقعاً جای من نیست.» لازم نیست که برای رد کردن پیشنهاد او دوستانش را زیر سوال ببرید، همین یک نه متشکرم کافی است.

سعی کنید نه‌هایتان را مودبانه و قاطع بگویید. تعجب خواهید کرد وقتی ببینید که بر خلاف انتظارتان دنیا با نه شما فرو نمی‌پاشد. آدمها معمولاً ناراحت نمی‌شوند و آنهایی هم که می‌شوند ارزش خوشنود کردن را ندارند.

۷. چیزهایی که می‌‌خواهید را طلب کنید.

اگر همه می‌خواهند به سینما بروند و اکثر افراد گروه می‌‌خواهند که یک فیلم خاص را ببینند اما شما فیلم دیگری را دوست دارید. به زبان بیاورید. به این معنی نیست که باید همه را مجبور کنید فیلمی که دوست دارید را ببینند، اما کسی چه می‌داند، ممکن است کسان دیگری هم در گروه باشند که ترجیح دهند نظر شما را اجرا کنند و خوشنودتان کنند!

به زبان آوردن نظراتتان اصلاً ایرادی ندارد و به این معنی نیست که چیزی خواسته‌اید. همین که به دیگران یادآور شوید که شما هم یک انسان هستید و اولویت‌های خودتان را دارید عالی است.

حتی اینکه از کسی بخواهید که در کاری به شما کمک کند هم می‌تواند کمکتان کند. باید بدانید که هیچکس نمی‌تواند ذهن شما را بخواند. اگر احساس می‌کنید که خیلی برای دیگران کار انجام می‌دهید، اما آنها هیچ کاری برای شما انجام نمی‌دهند، شاید به این دلیل باشد که شما نیازها و خواسته‌هایتان را مطرح نمی‌کنید. عادلانه نیست که توقع داشته باشید آنها حدس بزنند. اگر از شما بپرسند که چه می‌خواهید یا اگر قرار است تصمیمی گرفته شود، نظرتان را حتماً مطرح کنید.

۸. برای خودتان کاری انجام دهید.

یک کاری که همیشه دوست داشتید انجام دهید، اما از اینکه کسی دیگر دوست نداشته باشد می‌ترسیدید آنرا انجام دهید.

موهایتان را رنگ کنید. ظاهرتان را تغییر دهید، به تعطیلات بروید، یا به تماشای آن فیلمی بروید که فقط خودتان دوست داشتید و هیچکس دوست نداشت ببیند.
هر کاری که می‌کنید، آن را فقط بخاطر خودتان انجام دهید، بدون اینکه نگران باشید که دیگران چه فکر می‌کنند.

یادتان باشد که حتماً باید کارهایی باشد که دوست داشته باشید واقعاً برای خودتان، بدون در نظر گرفتن فکر دیگران، انجام دهید. نظرات دیگران یک فاکتور در زندگی ماست اما نباید عامل تعیین‌کننده باشد.

۹. مصالحه کنید.

نه افراط خوب است نه تفریط. نباید آنقدرها هم خودخواه شوید. درواقع آنهایی که پی خوشنود کردن دیگران هستند، اعتمادبه‌نفس پایینی دارند. سعی کنید مهارت‌های مراقبت از خود را یاد بگیرید.

می‌توانید به حرف‌های دیگران گوش کنید اما نهایتاً انتخاب خودتان را داشته باشید. سعی کنید تعادل را حفظ کنید!

گاهی‌اوقات نیاز دیگران باید اول قرار گیرد. وقتی تعارض نیازها و خواسته‌ها در میان است سعی کنید راه‌حلی پیدا کنید که هر دو نیاز را در نظر بگیرد.

نکات مهم دیگر.

• چند مورد از بارزترین علائم اینکه اسیر خوشنود کردن دیگران هستید عبارتند از: فردی منفعل یا خشن هستید که معمولاً روابطتان بده‌بستان ندارد. به نظر می‌رسد هیچوقت لذتی ندارید. مداوم در حال کنترل شدن یا کنترل کردن هستید. معمولاً بدون هیچ دلیلی در عجله هستید.
• هیچوقت فکر نکنید که اگر نتوانید کسی را خوشنود کنید، دنیای اطرافتان فرو می‌پاشد. همیشه می‌توانید دوستان تازه‌ای پیدا کنید. اگر دوستی که سعی در خوشنود کردنش داشتید، شما را بخاطر اینکه خوشنودش نکردید، ترک کرد، او دوست شما نیست و نبودن او برایتان بهتر است. اما درها را باز بگذارید تا اگر متوجه اشتباه خود شد، بتواند برگردد.
• در برخی موارد داشتن عادت خوشنود کردن دیگران یکی از نشانه‌های وابستگی است.
• باید قاطع و استوار باشید. اگر این عادت از ابتدا با شما بوده است، غلبه بر آن چندان آسان نخواهد بود. باید آگاهی خود نسبت به رفتارهایتان را افزایش دهید تا بفهمید کی مشغول راضی نگه داشتن دیگران هستید تا ترمز کنید. به مرور زمان عادت می‌کنید انعطاف‌پذیرتر باشید.

هشدارها

• برخی ممکن است سخت این خودِ جدید شما بپذیرند یا با آن کنار بیایند. از اینکه خودتان هستید عذرخواهی نکنید اما با آنها با ملایمت برخورد کنید.
• شاید بعضی خودِ جدید شما را رد کنند یا نپذیرند. بااینکه ممکن است تغییر کردن در ابتدا ترس داشته باشد اما بدانید که بقیه هم ممکن است همینطور باشند و درک نکنند که رد کردن آنها بیشتر از اینکه به هدف شما باشد به هدف خودشان است. همانطور که شما ممکن است امیال آنها را رد کرده باشید، آنها هم ممکن است امیال خود یا شما را در مقابل رد کرده باشند چون فکر می‌کنند اینطور برای هر دو شما بهتر است. با این افراد باید صبور باشید. همانطور که توانستید بفهمید که تغییر چیز ترسناکی نیست، دیگران هم به موقع این را می‌فهمند. شما می‌توانید با غلبه بر ترس‌هایتان، به دیگران هم انگیزه دهید خود را‌ آرام کرده و با ترس‌هایشان بجنگند.
• برای تصمیم برای تغییر خود، دیگران را مقصر نبینید. نگویید، «به خاطر تو باید این کار را می‌کردم!» یادتان باشد این شمایید که تصمیم به تغییر دادن خود دارید.
• ابراز احساساتتان نیازمند این است که ابتدا خودتان از آنها آگاهی یابید که نیاز به تمرین آگاهانه و مداوم دارد.
• سعی در راضی نگه داشتن دیگران باعث می‌شود در معرض سوءاستفاده دیگران قرار گیرید به همین دلیل باید تمام تلاشتان را برای تغییر دادن این وضعیت به کار گیرید.
منبع:وبسایت مردمان



دوازده علت افسردگی-علت افسردگی-علل افسردگی.چرا افسرده می شویم؟

 

نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-متخصص روانشناسی.

12 علت تعجب‌ آور افسردگی

افسردگی محرک‌های معروف زیادی دارد: ضربه‌روحی، مشکلات مالی، سوگ از دست دادن عزیزان و بیماری نمونه‌هایی از این عوامل هستند. اما اگر افسرده هستید و هیچکدام از اینها درمورد شما صدق نمی‌کند، تعیین یک دلیل خاص برای افسردگیتان کمی دشوار است. درواقع، ممکن است افسردگی شما یک دلیل خاص و مشخص نداشته باشد. در زیر به برخی از علت‌های تعجب‌آور افسردگی اشاره می‌کنیم.

1. هوای تابستان: اختلال عاطفی فصلی بیشتر با افسردگی زمستانی شناخته شده است که افراد زیادی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. اما برای تعدادی از این افراد، این نوع افسردگی در تابستان اتفاق می‌افتد. افسردگی هوای گرم زماین اتفاق می‌افتد که بدن یک تاخیر برای وفق یافتن با فصل جدید را تجربه می‌کند. این می‌تواند به‌خاطر عدم توازن در شیمی مغز و هورمون ملاتونین باشد.

2. مصرف دخانیات: خیلی وقت است که کشیدن سیگار و سایر دخانیات یکی از عوامل افسردکی معرفی شده است اما داستان این هم مثل داستان اول مرغ بوده یا تخم‌مرغ است: افرادیکه در معرض افسردگی قرار دارند بیشتر به کشیدن سیگار روی می‌آورند. اما گفته می‌شود که نیکوتین بر فعالیت انتقال‌دهنده‌های عصبی در مغز اثر می‌گذارد و موجب بالا بردن سطح دوپامین و سروتونین (که مکانیزم عمل داروهای ضدافسردگی نیز هست) می‌شود. این می‌تواند ذات اعتیادآور دارو و تغییرات خلق‌وخو که با آن همراه است و همچنین اینکه چرا افسردگی با ترک سیگار همراه است را توضیح می‌دهد. خودداری از کشیدن سیگار و ترک آن می‌تواند به متوازن کردن موادشیمیایی مغز شما کمک کند.

3. بیماری تیروئید: وقتی غده تیروئید نتواند هورمون تیروئید کافی تولید کند، به آن کم‌کاری تیروئید گفته می‌شود و افسردگی یکی از علائم آن است. این هورمون چندکاره است اما یکی از مهمترین وظایف آن عمل کردن بعنوان یک انتقال‌دهنده عصبی و تنظیم سطح سروتونین در بدن است. اگر علائم جدیدی از افسردگی را در خود مشاهده می‌کنید—مخصوصاً اگر همراه با حساسیت به سرما، یبوست و خستگی باشد—بد نیست که یک آزمایش تیروئید انجام دهید. کم‌کاری تیروئید با دارو قابل درمان است.

4. عادات بد خواب: جای تعجب نیست که کمبود خواب می‌تواند منجر به آسیب‌پذیری شود اما می‌تواند احتمال بروز افسردگی را نیز افزایش دهد. در یک تحقیق که در سال 2007 انجام گرفت مشخص شد که وقتی به شرکت‌کننده‌های سالم کمبود خواب اعمال شد، بعد از مشاهده تصاویر ناراحت‌کننده، فعالیت مغزی بیشتری داشتند تا آن دسته از شرکت‌کنندگان که خواب کافی داشتند. و این درست شبیه به واکنشی است که افراد افسرده دارند. اگر به اندازه کافی نخوابید، وقت کافی برای شارژ کردن دوباره سلول‌های مغزی نداشته و مغز خوب کار نخواهد کرد و یکی از عوامل مختلفی که می‌تواند موجب افسردگی شود همین است.

5. فعالیت بیش از حد در فیسبوک: وقت زیادی را در چت‌روم‌ها و وبسایت‌های اجتماعی می‌گذرانید؟ تحقیقات زیادی نشان می‌دهند که این می‌تواند با افسردگی مرتبط باشد، مخصوصاً در نوجوانان. معتادان به اینترنت با ارتباطات انسانی واقعی در کشمکش هستند و معمولاً همراهی ندارند و دیدگاهشان به دنیا تا حدی غیرواقعی است. برخی متخصصین حتی آن را "افسردگی فیسبوکی" می‌نامند. در یک تحقیق که در سال 2010 انجام گرفت، محققان دریافتند که حدود 2/1% از افراد بین 16 تا 51 سال زمان بی‌اندازه‌ای را در  اینترنت سپری می‌کنند و این افراد بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی متوسط تا شدید هستند. اما محققان این نکته را نیز خاطرنشان کردند که مشخص نیست که استفاده زیاد از اینترنت موجب افسردگی می‌شود یا نه یا اینکه افراد افسرده تمایل بیشتری برای گذراندن وقت خود در اینترنت دارند یا نه.

6. اتمام برنامه تلویزیونی یا فیلم: وقتی چیز مهمی تمام می‌شود، مثل یک برنامه تلویزیونی، فیلم یا یک بازسازی بزرگ در خانه، می‌تواند در برخی افراد افسردگی را تحریک کند. در سال 2009 برخی طرفداران آواتار احساس افسردگی و حتی میل به خودکشی را گزارش کردند زیرا دنیای ساختگی فیلم واقعی نبوده است. واکنش مشابهی به سری‌های آخر فیلم هری‌پاتر گزارش شده است.

7. محل زندگی: بحث بر سر اینکه زندگی شهری بهتر است یا روستایی بحثی بی‌پایان است اما تحقیقات نشان می‌دهد که افرادیکه در شهر زندگی می‌کنند تا 39% بیشتر در معرض اختلالات روحی هستند تا آنها که در نواحی روستایی زندگی می‌کنند. تحقیقی که در سال 2011 انجام گرفت، برای این مسئله توضیح ارائه می‌دهد: شهرنشینان در بخشی از مغز که استرس را تنظیم و تعدیل می‌کند فعالیت بیشتری دارند. و مقدار بیشتر استرس می‌تواند موجب اختلالات روانی شود. میزان افسردگی در کشورها و شهرهای مختلف نیز متفاوت است. افسردگی برخی کشورها شایع‌تر می‌باشد.

8. داشتن گزینه‌های انتخابی زیاد: داشتن گزینه‌های زیاد برای انتخاب کار را سخت می‌کند. البته این برای آندسته از افراد که در خرید معمولاً اولین چیزی که نظرشان را جلب می‌کند می‌خرند مشکل به شمار نمی‌رود. اما افرادی هستند که در صورت زیاد بودن گزینه‌های انتخاب، وقت بسیار زیادی را صرف بررسی چندباره هر گزینه می‌کنند تا بهترین را انتخاب کرده باشند. تحقیقات نشان می‌دهد که این سبک برخورد موجب ایدآل‌گرایی و افسردگی می‌شود.

9. نخوردن ماهی: مصرف کم اسیدهای چرب امگا3 که در ماهی سالمون و روغن‌های گیاهی یافت می‌شود می‌تواند موجب بالا رفتن احتمال ابتلا به افسردگی شود. در یک تحقیق که در سال 2004 انجام گرفت رابطه‌ای بین مصرف کم ماهی  افسردگی در خانم‌ها مشخص شد اما در آقایان این مسئله دیده نشد. این اسیدهای چرب انتقال‌دهنده‌های عصبی مثل سروتونین را تنظیم می‌کنند که می‌تواند علت ماجرا باشد. مکمل‌های روغن ماهی هم می‌تواند کمک کند؛ حداقل یک تحقیق تایید کرده است که این مکمل‌ها به کاهش افسردگی در افراد مبتلا به اختلال دوقطبی کمک کرده است.

10. روابط خواهربرادری ضعیف: بااینکه داشتن رابطه بد با هرکسی می‌تواند موجب افسردگی شود اما در یک تحقیق امریکای که در سال 2007 انجام شد، مشخص گردید که مردهایی که قبل از سن 20 سالگی با خواهربرادرهای خود کنار نمی‌آمدند، در سالهای بعد و بزرگسالی بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار داشته‌اند. بااینکه مشخص نیست چه چیزی در رابطه خواهربرادری اینقدر مهم است، اما محققان حدس می‌زنند که این روابط می‌تواند با توانایی برقراری ارتباط افراد با هم‌سالان خود مرتبط باشد. صرفنظر از دلیل آن اما کشمکش زیاد بین خواهر و برادرها می‌تواند فرد را تا قبل از سن 50 سالکی در معرض ابتلا به افسردگی قرار دهد.

11. قرص‌های ضدبارداری: این مورد هم مانند هر داروی دیگری عوارض‌جانبی دارد. روش‌های جلوگیری خوراکی حاوی نوع سنتزی از پروزسترون هستند که تحقیقات مشخص کرده است می‌تواند موجب افسردگی در خانم‌ها شود. دلیل آن هنوز مشخص نیست و این مشکل برای همه اتفاق نمی‌افتد اما اگر خانم‌ها سابقه افسردگی دارند یا در معرض ابتلا به آن قرار دارند، با استفاده از این دارو احتمال بیشتری برای افسرده شدن آنها وجود دارد. بعضی از خانم‌ها قادر به استفاده از این داروها نیستند و پزشکان تلاش می‌کنند یک روش جلوگیری دیگر برای آنها پیدا کنند.

12. داروها: افسردگی می‌تواند ازجمله عوارض‌جانبی بسیاری از داروها باشد. به عنوان مثال، آکوتان و نوع ژنتیکی آن (ایزوترتینیون) برای از بین بردن جوش‌های پوستی تجویز می‌شود اما افسردگی و فکر خودکشی ازجمله خطراتی است که افراد را با مصرف این دارو تهدید می‌کند. افسردگی یک عارضه‌جانبی ممکن داروهای اضطراب و خواب‌آور مثل والیوم و زاناکس، لوپرسور، که برای درمان فشارخون بالا تجویز می‌شود، می‌باشد؛ داروهای پایین آورنده کلسترول مثل لیپیتور و پریمارین برای سندرم‌های پیش از یائسگی نیز از این جمله هستند. هر زمان که دارو جدیدی برایتان تجویز می‌شود حتماً قسمت عوارض‌جانبی آن را مطالعه کنید و حتماً از پزشکتان سوال کنید که در خطر ابتلا به آن قرار نداشته باشید



نکته های آموزنده...

 

نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-متخصص روانشناسی.

نکته های جالب در مورد خودشناسی.

جبران خلیل جبران گفته است:

"هرگز احساس ضعف و ناتوانی نکردم جز در برابر کسی که از من پرسیده است تو کیستی؟"

شوپنهاور در همین خصوص حیران و فکور در پارکی قدم میزد و در گوشه ای از پارک به تفکر مشغول شد.فردی با دیدن او فکر کرد او غیر عادی به نظر می آید و فورا به پلیس زنگ زد.پلیس آمد و از شوپنهاور با لحنی بد پرسید :های تو کی هستی؟

شوپنهاور جواب داد نمیدانم،اگه جواب این سوالت را به من بدهی خوشحالم میکنی.

 

==========================

نکته ای آموزنده از شیطان لعین. 


می گویند روزی شیطان همه ابزارهای خود را به فروش گذاشته بود،
مثل:

حسد

کینه

غرور

حرص و طمع

بی رحمی و قساوت

جهل و نادانی

شهوت

قدرت طلبی و قدرت پرستی

ظلم و بی عدالتی

و.....

اما یکی از ابزارهای خود را مخفی کرد.از او پرسیدند اون ابزار چیه که قصد فروش آنرا نداری؟!

شیطان گفت: این ابزار موثرترین ابزار و قدیمی ترین آن است و با آن تا کنون خیلی از فرزندان آدم را به نیستی و نابودی کشاندم و آن ابزار عبارت است از:

 "افسردگی و نا امیدی"

 با این ابزار میشه هر بلایی را سر فرزندان آدم آورد.

پس اگه میخواهید به حرف شیطان گوش کنید در افسردگی و نا امیدی بمانید.

حتما این جمله را هم شنیدید که:

بزرگترین بلا نا امیدی است.  امام علی(ع).



  • تعداد کل صفحات:50 
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  


کتاب روانشناسی هویت دکتر دارابی پنجشنبه 24 فروردین 1396
درمان شناختی و روان شناختی افسردگی.. سه شنبه 22 فروردین 1396
روانشناسی دوران نوجوانی. جمعه 18 فروردین 1396
کانال تلگرام دکتر دارابی جمعه 31 اردیبهشت 1395
مقایسه روشهای درمانی ای ام دی آر با شناخت درمانی جمعه 31 اردیبهشت 1395
آدرس کانال دکتر دارابی پنجشنبه 6 اسفند 1394
فیزیولوژی عشق یکشنبه 17 اسفند 1393
فرق بین روان شناسی و روان پزشکی(تفاوت روان شناس با روان پزشک). چهارشنبه 12 آذر 1393
فقر احساسی ؟ دوشنبه 19 آبان 1393
نقش دین در سلامت روان. یکشنبه 2 شهریور 1393
ارزشهایی که باید به فرزندان خود بیاموزیم.. سه شنبه 5 فروردین 1393
-درمان ای.ام.دی.آر(E.M.D.R)چیست؟ شنبه 28 دی 1392
رفتار درمانی دیالک تیکی(D.B.T) چیست؟ جمعه 27 دی 1392
*مراقبه و مدیتیشن موجب تغییرات در بیان ژن ها می شود جمعه 27 دی 1392
lمهمترین ویژگیهای همسر خوب ومهمترین معیارهای انتخاب همسر جمعه 29 آذر 1392
ازدواج با کسی که از ازدواج قبلی خود دارای فرزند است شنبه 22 تیر 1392
خطاهای شناختی در نظریه آرون بک. سه شنبه 18 تیر 1392
چگونه نه بگوییم ولی احساس گناه و شرم نکنیم؟راههای ابراز وجود و نه گفتن به دیگران.. یکشنبه 16 تیر 1392
درسی از مولانا و شمس تبریزی جمعه 20 اردیبهشت 1392
نمونه های درمان با هیپنوتیزم و رواندرمانی توسط دکتر دارابی-2 شنبه 14 اردیبهشت 1392
لیست آخرین پستها