تبلیغات
-وبلاگ روانشناسی بالینی دکتر دارابی-44030719

-وبلاگ روانشناسی بالینی دکتر دارابی-44030719

در اندرون من خسته دل ندانم کیست-که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

 

آدرس و تلفن کلینیک یا مطب روانشناسی- مشاوره خانواده و ازدواج،آدرس روانشناسان در تهران،دکتر روان شناس و روان درمانی و هیپنوتیزم و هیپنوتراپی در تهران.

 

نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-متخصص روانشناسی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هیپنوتیزم در روان درمانی

                              

کلینیک روانشناسی بالینی و مشاوره دکتر دارابی خدمات زیر را ارائه میدهد:

1-رواندرمانی ناراحتیهای روانی با آخرین روشهای روان درمانی.

2-اجرای آزمونهای روانی،

3-مشاوره خانواده(زوج درمانی) و مشاوره قبل از ازدواج.

=====


*جهت رزرو نوبت به مطالب زیر توجه نمایید:

*رزرو نوبت همه روزه به جز ایام تعطیل از ساعت 14 ال 20 .

*بعد از رزرو کردن نوبت ،یک روز قبل با شما تماس گرفته میشود.اگر قصد مراجعه ندارید لطفا به منشی اعلام کنید تا این وقت به فرد دیگری داده شود.چون در یک ساعت حد اکثر به یک یا دو نفر نوبت داده میشود.

====

*مراجعانی که از شهرستان قصد مشاوره و رواندرمانی را دارند بهتر است قبل از مراجعه حضوری نیم ساعت مشاوره تلفنی بگیرند تا در صورت لزوم مراجعه حضوری داشته باشند.

====

گر جهت نوبت تماسی با شما گرفته نشد جهت پی گیری تماس بگیرید.احتمالا موقع نوبت دادن، قادر به برقراری تماس با شما نشده اند.

====



 

کتابهای انتشار یافته توسط دکتر دارابی


هیپنوتیزم در روان درمانی
پدیدآورنده: جعفر دارابی
ناشر: پیدایش - 13 آذر، 1386چاپ سوم ۱۳۸۸

قیمت پشت جلد:  19000 ریال
.
2.
نظریه های روانشناسی شخصیت: رویکرد مقایسه ای
نظریه های روانشناسی شخصیت: رویکرد مقایسه ایویرایش دوم.
پدیدآورنده: جعفر دارابی
ناشر: آییژ - 15 اسفند، 1388
قیمت پشت جلد:  70000 ریال

3.
نظریه های روانشناسی شخصیت: رویکرد مقایسه ای
نظریه های روانشناسی شخصیت: رویکرد مقایسه ای
پدیدآورنده: جعفر دارابی
ناشر: آییژ - 28 آبان، 1384
قیمت پشت جلد:  30000 ریال

4.
افسردگی
افسردگی
پدیدآورنده: تونی اسمیت، کوام مکنزی، منیر سنگلجی (مترجم)، مجید عمیق (ویراستار)، جعفر دارابی (ویراستار)
ناشر: پیدایش - 1
قیمت پشت جلد:  14000 ریال
5-استرس -نشر پیدایش (ویراستار فنی دکتر جعفر دارابی)نوشته مکنزی و ترجمه منیر سنگلچی

استرس

=================================================


کلمات کلیدی در جستجو=روانشناس در تهران-روان درمانی -هیپنوتراپی-هیپنوتیزم-بهترین روانشناس در تهران-مطب روانشناسی-مرکز مشاوره و رواندرمانی-روان شناس خوب و با تجربه در تهران-روانشناس بالینی -دکتر روانشناسی بالینی در تهران-بهترین دکتر روانشناس و رواندرمانگر در تهران-روانشناس و هیپنوتراپیست حاذق و کارکشته در تهران- دکتر روانشناس-دکتر مشاوره خانواده خوب در تهران-بهترین روانشناس در تهران-مرکز مشاوره و رواندرمانی تهران-بهترین روانشناس در غرب تهران-شمال غرب تهران-کرج-گیشا-آریا شهر-پونک-سعادت آباد -شهرک غرب-ولی عصر و شریعتی-پاسداران-ولنجک-توحید-ستارخان-صادقیه-آزادی-انقلاب-شهرک اکباتان.کلمات کلیدی در جستجو=روانشناس در تهران-روان درمانی -هیپنوتراپی-هیپنوتیزم-بهترین روانشناس در تهران-مطب روانشناسی-مرکز مشاوره و رواندرمانی-روان شناس خوب و با تجربه در تهران-روانشناس بالینی -دکتر روانشناسی بالینی در تهران-بهترین دکتر روانشناس و رواندرمانگر در تهران-روانشناس و هیپنوتراپیست حاذق و کارکشته در تهران- دکتر روانشناس-دکتر مشاوره خانواده خوب در تهران-بهترین روانشناس در تهران-مرکز مشاوره و رواندرمانی تهران-بهترین روانشناس در غرب تهران-شمال غرب تهران-کرج-گیشا-آریا شهر-پونک-سعادت آباد -شهرک غرب-ولی عصر و شریعتی-پاسداران-ولنجک-توحید-ستارخان-صادقیه-آزادی-انقلاب-شهرک اکباتان.کلمات کلیدی در جستجو=روانشناس در تهران-روان درمانی -هیپنوتراپی-هیپنوتیزم-بهترین روانشناس در تهران-مطب روانشناسی-مرکز مشاوره و رواندرمانی-روان شناس خوب و با تجربه در تهران-روانشناس بالینی -دکتر روانشناسی بالینی در تهران-بهترین دکتر روانشناس و رواندرمانگر در تهران-روانشناس و هیپنوتراپیست حاذق و کارکشته در تهران- دکتر روانشناس-دکتر مشاوره خانواده خوب در تهران-بهترین روانشناس در تهران-مرکز مشاوره و رواندرمانی تهران-بهترین روانشناس در غرب تهران-شمال غرب تهران-کرج-گیشا-آریا شهر-پونک-سعادت آباد -شهرک غرب-ولی عصر و شریعتی-پاسداران-ولنجک-توحید-ستارخان-صادقیه-آزادی-انقلاب-شهرک اکباتان.کلمات کلیدی در جستجو=روانشناس در تهران-روان درمانی -هیپنوتراپی-هیپنوتیزم-بهترین روانشناس در تهران-مطب روانشناسی-مرکز مشاوره و رواندرمانی-روان شناس خوب و با تجربه در تهران-روانشناس بالینی -دکتر روانشناسی بالینی در تهران-بهترین دکتر روانشناس و رواندرمانگر در تهران-روانشناس و هیپنوتراپیست حاذق و کارکشته در تهران- دکتر روانشناس-دکتر مشاوره خانواده خوب در تهران-بهترین روانشناس در تهران-مرکز مشاوره و رواندرمانی تهران-بهترین روانشناس در غرب تهران-شمال غرب تهران-کرج-گیشا-آریا شهر-پونک-سعادت آباد -شهرک غرب-ولی عصر و شریعتی-پاسداران-ولنجک-توحید-ستارخان-صادقیه-آزادی-انقلاب-شهرک اکباتان.آدرس روانشناسان در تهران-بهترین روانشناسان تهران-ادرس و تلفن بهترین روانشناسان تهران-لیست اسامی بهترین روانشناسان در تهران-بهترین روانشناس بالینی در تهران.

==========



خطاهای شناختی در نظریه آرون بک.

 

نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-متخصص روانشناسی.

تحریف ها یا خطاهای شناختی

خطاهای شناختی یعنی تفکر به شیوه دگمی و توام با افکار غلط و غیر عقلانی که نتیجه آن اضطراب و افسردگی و مشکل در روابط بین فردی است.در شناخت درمانی به شیوه بک ،این افکار مورد چالش قرار میگیرند و با روشهای مختلف رواندرمانی تصحیح میشوند.این خطاهای فکر توسط آرون بک روانشناس شهیر و صاحب نام امریکایی ارائه شده است که به شرح زیر است:

1. تفکر دو قطبی:

( این نوع تفکر را ، تفکر قطبی شده ، سیاه و سفید و استدلال به شیوه همه یا هیچ نیز می نامند.) در این شیوه فرد تمایل دارد واقعیات را به صورت مطلق تعبیر کند ، در این حالت به هیچ وجه ، تعبیرهای بینابینی ( خاکستری ) را نمی پذیرد. در ذهنیت اشخاص با این طرز تلقی هکه امور به دو طبقه تقسیم می شود : خوب و بد ، سیاه و سفید ، ممکن یا غیر ممکن ، مطلوب یا غیر مطلوب .

اصطلاح" یا این یا آن دیدن امور " را برای این نوع تفکر بکار برده است.اگر کسی خوب نباشد ، حتما بد است. اگر خوشبخت نیاشد ، حتما بدبخت است. اگر صلاحیت ندارد ، حتما بی صلاحیت است." تمامیت خواهی "نیز به لحاظی شبیه به همین طرز تلقی است . برای فرد کمال گرا ، اگر کاری صد در صد کامل و بی عیب نباشد، به کلی بد و خراب است. راه میانه ای وجود ندارد . انگار در حد فاصل سفید و سیاه رنگی به نام خاکستری وجود ندارد به نظر یونسی حاکمیت چنین تفکری در برداشت های افراد نسبت به دیگران نیز وضعیتی را ایجاد می کند که تنها انسانی را قبول کنند که بدون عیب و نقص باشد یا از جهت مثل خود آن ها باشد یعنی همه چیز را سفید ببیند. همه چیز باید سفید سفید باشد و در غیر اینصورت کوچک ترین لکه همه چیز را سیاه می کند. در طبیعت چیزی به نام سفید مطلق وجود ندارد . و تنها در عالم ذهن و خیال باید آن را جستجو کرد. آن چه در واقعیت وجود دارد ، آمیزه ای از سفید و سیاه ( خاکستری ) است.

به نظر دیوید برنز(نویسنده کتاب از حال بد به حال خوب) هفت نوع تمامیت خواهی وجود دارد که باعث ناراحتی شخص می شود:

1. تمامیت خواهی اخلاقی : " اگر از اهداف و معیارهای شخصی ام باز بمانم نباید خودم را ببخشم".

2. تمامیت خواهی عملکردی : " برای این که ارزشمند باشم، باید در همه کارهایم موفق گردم".

3. تمامیت خواهی شناختی :" اشخاص مرا به عنوان یک انسان آسیب پذیر قبول نمی کنند".

4. تمامیت خواهی احساسی :" باید همیشه بکوشم تا شاد و خوشبخت باشم، احساسات منفی ام را کنترل کنم و هرگز احساس نگرانی و افسردگی به خود راه ندهم".

5. تمامیت خواهی رمانتیک :" باید همسر کاملی پیدا کنم و همیشه واله و شیدای او باشم".

6. تمامیت خواهی ارتباطی:" زن و شوهر با هم مشاجره نمی کنند و بر هم خشم نمی گیرند".

7. تمامیت خواهی در وضع ظاهر :" بی تناسب هستم ، زیرا کمی اضافه وزن دارم ، پاهایم چاق است ، صورتم جوش زده است"

2. تعمیم مبالغه آمیز:

افراد با قاعده سازی براساس چند حادثه منفی ، تفکر خود را از طریق تعمیم افراطی تحریف می کنند. برای مثال دانش آموز دبیرستانی ممکن است نتیجه بگیرد که: " به دلیل این که در امتحان اول خود در درس جبر ، ضعیف کار کرده ام ، نمی توانم در درس ریاضی هم خوب باشم. مثال دیگر ، فردی  فکر می کند " به دلیل این که آلفرد و برتا از دست من خشمگین بودند، دوستانم مرا دوست نخواهند داشت و حاضر نخواهند بود کاری را با من انجام دهند". بنابراین یک تجربه منفی از چند حادثه ، می تواند به صورت قانونی که رفتار آیند را تحت تاثیر قرار می دهد ، تعمیم داده شود . در این تحریف ، افراد یک کلاغ را چهل کلاغ می کنند یا از کاه کوهی می سازند .

3. شخصی سازی:

شخصی سازی یعنی پذیرفتن مسئولیت درباره چیزهایی که ارتباط زیادی با فرد ندارند و یا اصلا مربوط به فرد نیست . بنابراین ، فرد افسرده ای که نتوانسته هنگام گذر ، نگاه دوستش را بسوی خود جلب کند ، ممکن است فکر کند ، " از دست من ، ناراحت شده است "

به نظر برنز ،شخصی سازی و سرزنش ، منجر به احساس گناه ، خجالت و ناشایست بودن می شود . بعضی ها هم عکس این کار را می کنند و سایرین و یا شرایط را علت مسائل خود تلقی می کنند و توجه ندارند که ممکن است خود نیز در ایجاد گرفتاری سهمی داشته باشند.علت زندگی زناشویی بد من این است که همسرم منطقی نیست . سرزنش به خاطر ایجاد رنجش ، در اغلب موارد موثر واقع نمی شود.

4. استدلال هیجانی:

استدلال هیجانی یعنی استدلال نه براساس منطق، بلکه براساس هیجان .فرض را براین می گذارید که احساسات منفی شما لزوما منعکس کننده عین واقعیت است." از سوار شدن در هواپیما وحشت دارم ، حتما پرواز با هواپیما بسیار خطرناک است"." خشمگین هستم ، معلوم می شود که با من منصفانه برخورد نشده است :. " احساس می کنم کودن هستم، پس واقعا کودن هستم ". افرادی که چنین تفکراتی دارند، استدلال های ذهنی – عاطفی خود را برابر با واقعیت می دانند.جمله " بد نگوییم به مهتاب ، اگر تب داریم"، نشانگر مفهوم مذکور است . فرد بیماری که تب نموده باشد احساس می کند که هوای اطاق بسیار گرم است و تقاضا می کند که در و پنجره اطاق را باز کنند . یعنی چون احساس می کند اطاق گرم است، پس نتیجه می گیرد که اطاق واقعا گرم است( احساس گرما دلیل گرم بودن اطاق است). ولی وقتی توضیح اطرافیان را مبنی بر گرم نبودن اطاق می شنود ( آزمون کردن احساس ) ، می پذیرد که مشکل از خود وی است و " احساس او مساوی با واقعیت نیست".

5. بزرگ نمایی و کوچک نمایی:

در این فرایند فرد یا وقایع را بسیار کوچک و دست کم می گیرد  یا این که بعضی از وقایع را بیش از حد بزرگ ، جلوه می دهد( خصوصا مشکلات و نگرانی های خودش را ) . همین امر سبب نا امیدی وبدبین شدن وی می گردد.

در این خطای شناختی ، وقتی شخصی خود یا دیگری یا یک موقعیت را مورد ارزیابی قرار می دهد ، وجوه منفی را بزرگ می کند و وجوه مثبت را کوچک نشان می دهد. یا حوادث را بزرگ و از آن غولی می سازید یا برعکس ، بدون کمترین توجه از کنارش می گذرید . شبیه نگاه کردن از دوربین چشمی است، از یک طرف که نگاه می کنی اشیاء را درشت می بینی و از طرف دیگر که نگاه می کنی ریز می بینی. در اصل، گناه ها و اشتباهات خود را از دریچه درشت دوربین نگاه می کنید و در همه چیز مبالغه می نمایید و به قولی از حوادث ناگوار برای خود کابوس وحشتناکی می سازید.اما نوبت به نکات مثبت که می رسد، دوربین را سروته می کنید و از دریچه ریزبین به تماشا می ایستید ، حالا همه چیز ، کم ارزش و بی مقدار می شود. با بزرگ دیدن عیوب و کوچک کردن ماسن ، احساس حقارت و... را برای خود تضمین می کنید . اما بدانید تقصیر شما نیست ، بلکه تقصیر عینک لعنتی است که به چشم زده اید .

6.برچسب منفی زدن:

 در این خطای شناختی فرد از عبارات منفی بر علیه خودش استفاده می کند. به نظر برنز برچسب زدن ، شکل حاد تفکر همه یا هیچ است . به جای این که بگویید " اشتباه کردم" ، به خود برچسب منفی می زنید: " من بازنده هستم". گاهی هم اشخاص به خود برچسب " احمق" یا "شکست خورده" و غیره می زنند . برچسب زدن ، غیرمنطقی است، زیرا شما با کاری که می کنید تفاوت دارید . انسان وجود خارجی دارد ، اما " بازنده" و " احمق" به این شکل وجود ندارد . این برچسب ها تجربه های بی فایده ای هستد که منجر به خشم ، اضطراب ، دلسردی و عزت نفس پایین می شوند . گاه برچسب منفی متوجه دیگران است. وقتی کسی در مخالفت با شما حرفی می زند ، ممکن است او را یک " متبکر " بنامید. بعد احساس می کنید که مشکل به جای رفتار یا اندیشه ، بر سر " شخصیت" یا " جوهر و ذات " اوست و در نتیجه ، او را به کلی بد قلمداد می کنید و در این شرایط فضای مناسبی برای ارتباط سازنده ایجاد نمی شود.

در برچسب زدن ، نوعی عدم جداسازی بین شخص و رفتارش وجود دارد که در آن فرد یک رفتاری را که جزئی از شخصیت است به حساب کل شخصیت می گذارد . برای مبارزه با این تحریف شناختی می توان به مراجع یاد داد که یک دید کلی ( در نظر گرفتن کل رفتار نه یک یا چند رفتار ) افزایش دهد.

7.بی‌توجهی به امر مثبت:

از جمله توهمات ذهنی ، تمایل شدید بعضی از افسرده‌هاست که تجربه‌های خنثی و حتی مثبت را منفی ببینند . نه تنها تجربه‌های مثبت نادیده گرفته می‌شود ، بلکه به تجربه‌های منفی و کابوس نیز تبدیل می‌شوند. بهتر است نامش را " کیمیاگری برعکس " گذاشت. کیمیاگران قرون وسطی ، عمری را برای پیدا کردن راهی برای تبدیل فلزات کم‌ارزش به طلا صرف کردند . در حال افسردگی ، در جهت خلاف این کیمیاگران می‌روید و لذت طلایی را با احساس سربی عوض می‌کنید و از کاری که می‌کنید ، آگاه نیستید .نمونه بارز این موقعیت واکنشی است که وقتی کسی در مقام تعریف از ما حرفی می‌زند ، نشان می‌دهیم . وقتی به خاطر کاری که کرده‌ایم یا لباسی که پوشیده‌ایم ، از ما تعریف می‌کنند ، چه بسا پیش خود می‌گوییم : " نه واقعا این طور نیست ، می‌خواهند که لطفی کرده باشند" و با یک جمله از کنار تعریف می‌گذریم . گاهی می‌گوییم :" نه ، اصلا چیز مهمی نبود". اگر به طور دائم روی حوادث خوب آب سرد بپاشید ، چه جای تعجب است که زندگی این همه سرد و بی‌روح به نظر می‌رسد و در نهایت خدا به داد عزت نفس شما برسد!!

با بی‌ارزش شمردن تجربه‌های مثبت ، اصرار بر مهم نبودن آن می‌کنید. کارهای خوب را بی‌اهمیت می‌خوانید ، می‌گوئید که کار هر کسی می‌تواند باشد. بی‌توجهی به امر مثبت ، شادی زندگی را می‌گیرد و شما را به سوی احساس ناشایسته بودن سوق می‌دهد و یا این که وقتی در مورد خود قضاوت می‌کنید ، تجربیات ، اعمال یا کیفیات مثبت خود را نادیده می‌گیرید، مثلا " آن پروژه را به انجام رساندم ، ولی بدان معنا نیست که فرد با کفایتی هستم ، چرا که در این مورد شانس آوردم.

8. فاجعه سازی:

  این تحریف شناختی توسط" فری من" عنوان شده است  . به نظر او، در این خطای شناختی ، افراد حادثه‌ای را که برمی‌گزینند و در مورد آن نگران می‌شوند، به قدری پیازداغ آن را زیاد می‌کنند که از آن وحشت‌زده می‌گردند " من می‌دانم که هنگام ملاقات با مدیر منطقه ، حرف احمقانه‌ای بر زبان خواهم آورد که موقعیت شغلی مرا به خطر خواهد انداخت . در این تحریف ، شخص انگار به آخر خط رسیده است.مسائل کم اهمیت بزرگ جلوه گر میشوند و از کاه کوه میسازیم.

9. انتزاع انتخابی یا فیلتر ذهنی

در این فرایند فرد روی جهات منفی خود تمرکز کرده و جهات مثبت را نادیده میگیرد.و نیز بر روی جزییات یک مجموع کلی تکیه کرده و از سایر چنبه های کلی‌تر و واقعی آن مجموعه صرف‌نظر می‌کند. برای مثال فوتبالیستی که چندین گل به ثمر رسانده و چند ضربه را نیز به تیر دروازه زده ، ممکن است تنها بر اثر هدر دادن یک توپ و زدن آن به خارج از زمین، بر روی این اشتباهات تاکید کند. سپس این ورزشکار از جمع یک‌سری حوادث، یک حادثه را به صورت انتخابی انتزاع کرده و از آن نتایج منفی استخراج می‌کند و در نیجه احساس افسردگی می‌نماید.برنز این تفکر را فیلتر ذهنی می‌نامد.افراد افسرده و افراد فاقد عزت نفس کافی  جنبه های مثبت خود را غربال کرده و دور میریزند ولی جنبه های منفی خود را بزگتر میکنند.

10. استنباط اختیاری یا نتیجه گیری شتابزده ( دل‌بخواهی ):

استنباط اختیاری یعنی ، رسیدن به نتایجی براساس ملاک‌های ناکافی. بنابراین کسی که در انجام نخستین تکلیف درمانی دچار اشکال شده است، ممکن است به این نتیجه برسد که این درمان فایده‌ای برایم نخواهد داشت.

فریمن ، دو استباط اختیاری را تشریح می‌سازد : الف) ذهن‌خوانی ب) پیش‌بینی منفی

الف) ذهن‌خوانی:

ذهن‌خوانی به این عقیده برمی‌گردد که می‌دانیم فرد دیگری در مورد ما چه فکر می‌‌کند . برای مثال فردی ممکن است نتیجه‌گیری کند که دوستش از او خوشش نمی آید زیرا او با وی خرید نرفته است . در حقیقت ، دوست این شخص ممکن است دلیل دیگری برای عدم قبول دعوت وی داشته باشد. مثلا ممکن است به دیگری قول داده باشد.

ب) پیش‌بینی منفی

این نوع تفکر ،طالع بینی ، نیز نامیده می شود.به این معنی است که شخص اعتقاد دارد اتفاق ناگواری رخ خواهد داد، اگرچه قرائن و شواهد از این پیش بینی حمایت نکنند . فردی ممکن است ، پیش بینی کند که در امتحان شکست خواخد خورد ، اگرچه وی خود را برای این امتحان مهیا کرده و در امتحانات قبلی خود موفق بوده باشد. در این نوع استنباط ، شکست یا پیش بینی منفی در آینده ، به وسیله حقایق حمایت نمی شود.

11. عبارات " باید دار"یا جزمی:

این مفهوم ، نشانه اصلی و مهم تمامیت خواهی است . در دوران کودکی ، والدینمان و بزرگسالان دیگر کلی سعی می کنند با توسل به باید ها ما را به انجام کارهای گوناگونی وادارند .  قاعدتا هر " باید"ی احتیاج به دلیلی دارد: " اگر نمی خواهید آسیب ببینید باید قبل از این که از خیابان عبور کنید، هر دو طرف خیابان را نگاه کنید". ما بایدهای دوران کودکی را آموخته ایم ، زیرا آن ها جهان را برای ما راحت تر می کنند . به هنگام بزرگسالی ما خیلی بیشتر می توانیم پیامدهای منطقی اعمال خودمان را تعیین کنیم . در دوران کودکی ما اکثراً از بایدها برای اجتناب از تنبیه اطاعت می کردیم اما برای یک فرد بزرگسال امکان تنبیه وجود ندارد. برای افراد ، مهم است که بایدهایشان را خودشان تعیین کنند و تصمیم بگیرند که آیا آن باید ها به هدف مفیدی در زندگی فرد کمک می کند یا نه.

افراد باکلمات " باید " و "نباید" از خود یا دیگران انتقاد می کنند . مسامحه کارها به خود می گویند: " باید آن نامه را بنویسم ، باید شروع کنم".عبارت های بایددار، معمولا موثر نیستند ، زیرا احساسی از گناه تولید می کنند و در نتیجه شرایطی را فراهم می آورند که فرد از انجام آن خودداری می کند . در همان لحظه ای که به خود می گویید: " باید این کار را بکنم "، احتمالا این اندیشه را در سر دارید که "... اما حالا به انجام آن مجبور نیستم، تا فرصت دیگر صبر می کنم". اما گاهی اوقات هر چه بیشتر به خود بگویید که باید کاری صورت دهید، انجامش به همان اندازه دشوار می شود.

"باید"ها ( امرونهی ) اگر از حد مشخصی فراتر رود ، به دیگران و شخص امر و نهی کننده آسیب می زند. کارن هورنای ، روان شناس معرف ، در سلسله کتاب هایی در باب " شخصیت عصبی "، مفهوم " قصاوت بایدها" را مطرح ساخت . به اعتقاد هورنای ، انسان دچار بیمار روانی ، انتظارات غیرمنطقی دارد و به استناد حق و حقوق فرضی ، برای خود امتیازات خاصی قائل است و اصرار دارد دیگران بدون توجه به منافع و نیازهای شخصی ، به خواسته های او گردن نهند و چون این خواسته ها برآورده نمی شوند، عصبانیت بر وجود او مستولی می گردد . بعضی از این توقعات نیز متوجه نظام جهانی ، سرنوشت و یا خداوند می شود : " حق من است که خوشبخت باشم ، منصفانه نیست که زندگی تا این حد دشوار باشد" ، " مردم باید با من رفتار بهتری داشته باشند". به اعتقاد خانم هورنای ، این دسته از بیماران روانی ، به قدری در سهم به ظاهر بی تناسب مشکلات خود غرق هستند که نمی توانند از خوشی هایی که می تواند در زندگی برای آن ها وجود داشته باشد ، بهره مند شوند.

نوع دیگری از از امرونهی را می توان " بایدهای دوبل " نامید . اشخاص اغلب از این " باید "ها اطلاع ندارند ، همان طور که از افکار اتوماتیک خود هم بی خبرند. با این حال ، با کمی دقت می توان این " باید"ها و "باید های دوبل " را تمیز داد. " بایدهای دوبل " با تفکر دیگری در ارتباط است: " همسرم باید به حرف های من گوش می داد"یا " نباید از من عصبانی می شد". حالا در ارتباط با این " باید "، " باید دومی " شکل می گیرد و دستورالعملی برای تلافی نوشته می شود: " باید جواب او را بدهم ، باید سر او داد بکشم"

استفاده از جملات دارای " باید" و "حتما" ، تفکر آمرانه نیز نامیده می شود ، یعنی شما در این مورد که خودتان و دیگران چگونه رفتار می کنید دید ثابت و دقیقی دارید و در این توقعات برآورده نشوند ، برآورد افراطی انجام می دهید. مثلا " وحشتناک است اگر من اشتباه کنم ، من همیشه باید بهترین باشم" . یکی از انواع عمده تفکر غیر منطقی در نظریه الیس، " حکم کنندگی " است که بی شباهت به " باید" های بک نیست. به نظر الیس ، اساسی ترین تفکرات غیرمنطقی که در روابط دارند، برخواسته از فلسفه " لزوم " در مقابل " تمایل " می باشد . افراد به سهولت و خیلی عادی به جای این که به داشتن ویژگی هایی در روابط خوداظهار تمایل کنند ، به غلط، وجود آن ویژگی را برای خود ، دیگران و محیط ، الزامی تلقی می کنند.

به نظر فری در " بایدها " ، جملات تمایلی " من دوست دارم شنا کنم "، " ما ترجیح می دهیم که افراد از ما دزدی نکنند "، به جملات آمرانه بی اساس ، تغییر پیدا می کند : " من باید شنا کنم "، " او نباید از ما دزدی کند" به نظر بک کلمه " باید" جای واژه های " بهتر است ان شاء الله " و نظایر آن را تصرف می کند.

الیس به یازده باور یا عقیده غیرمنطقی معتقد است که موجب اضطراب و ناراحتی روانی می گردد. وقتی فرد به چنین عقایدی توسل می جوید ، در نگرش و برداشت های خویش ، شدیدا بر " اجبار" و " وظیفه " تاکید می ورزد و خود را بی نهایت به وقوع امر خاصی ، مقید و پایبند می کند. بنابراین ، اگر فرد خود را از این قیدها برهاند ، به احتمال قوی در جهت سلامت نفس و رشد شخصیت حرکت خواهد نمود.

به نظر برنز در سه مورد استفاده از کلمه باید بی اشکال است : یکی از آن ها باید های اخلاقی است ، " نباید از کسی سوء استفاده کنید ، زیرا خلاف اصول اخلاقی است ". دومین نوع بایدهای مجاز، بایدهای قانونی است " " نباید در خیابان با سرعت 140 کیلومتر رانندگی کنید ، زیرا خطرناک است و احتمالا مشمول جریمه پلیس ( و ضرر رساندن به دیگران) می شوید". بالاخره به بایدهای طبیعی می رسیم . به حکم قانون طبیعت این اتفاق باید بیفتد . مثلا اگر قلم از دست من رها شود، تحت تاثیر قانون جاذبه " باید " سقوط کند.

12. تفکر تساوی گونه:

.

یکی از انواع خطاهای شناختی مساوی دیدن امور است که باعث تحریف واقعیات می شود و در حقیقت مادر تحریفات شناختی می باشد و تمام این تحریفات در اصل به این تحریف برمی گردند . این نوع تفکر می تواند ریشه احساس درماندگی و ناامیدی در افراد باشد که موجب دید منفی نسبت به خود و آینده خواهد شد. در جهان واقعیت ( و یا جهان خارج از ذهن ) هیچ گاه دو چیز ، مساوی هم نیستند. تساوی را شاید در رابطه با علم ریاضی آن هم در سطح ذهن بتوان مدنظر قرار داد. ولی در واقعیت خارجی ، چنین چیزی محقق واقع نمی شود. این هنر عالم خلقت است که دوباره کاری در آن راه نداشته و در نتیجه دو چیز صد در صد شبیه به هم و یا مساوی با هم ، به طور مطلق وجود ندارد. این امر در امور اجتماعی و روابط با دیگران به نحو بارزتری قابل مشاهده است. برای مثال دانش آموزی که نتوانسته است در رشته مورد نظرش در کنکور سراسری قبول شود ، احساس بی ارزشی و بدبختی می کند و عمیقا این تفکر در ذهن او نقش می بندد که قبولی در کنکور سراسری مساوی با خوشبختی و عدم قبولی در آن مساوی با بدبختی است. ولی هنگامی که مشاور با کمک مراجع به بررسی دقیق دو طرف تساوی می پردازد ، مشخص می شود که قبولی در کنکور سراسری ، نه مساوی بدبختی است و نه مساوی خوشبختی ، بلکه یکی از اهداف مهم زندگی است. یعنی در کنار ادامه تحصیل ، موارد دیگری نیز باید حضور داشته باشد تا شخص را به خوشبختی برساند . برای خوشبختی ، ادامه تحصیلی شرط لازم است ولی شرط کافی نیست.

================

مک کی ، دیویس ، طبقه بندی های بک در خصوص روش های فکری غیرطبیعی را به صورت سفسطه های زیر خلاصه کرده اند که اجمالا به آن ها می پردازیم:

1. سفسطه کنترل : سفسطه کنترل بیرونی عبارت است از این که دیگران مسئول مشکلات فرد می باشند . عکس این سفسطه ، عبارت است از این که فرد معتقد است او مسئول مشکلات و مسائل دیگران است.

2. سفسطه منصف بودن : این اعتقاد که آن چه فرد می خواهد ، تنها چیز منصف و درست است.

3. سفسطه تغییر : آن اعتقاد که باید ( یا می توان ) به دیگری فشار آورد که تغییر کند ، به شکلی که من راضی باشم.

4. سفسطه بایسته ها : قوانین و انتظارات بی انعطاف شخصی که توسط فرد اعمال می شوند و فرد معتقد است که باید در کلیه شرایط ، این قوانین و مقررات را رعایت کرد. او برای بیان این قوانین و مقررات از کلمات " باید " ، " لازم است " و .... استفاده می کند.

در خاتمه این بحث ، لازم به تذکر است که تحریف های شناختی ، به شیوه های متفاوت و تحت عناوین مختلفی ، به وسیله بعضی از روان شناسان معروف توضیح داده شده است که علاقه مندان می توانند به بررسی و مقایسه آن ها با روش های بک و شیوه های مشابه آن بپردازند. از جمله برن و هریس ، در توضیح " حالت من والدینی " واژه هایی چون : باید ، الزاماً ، هرگز ، همیشه ، احمق ، تنبل ، بهتر ، بهترین و ... ( که نشانگر تفکر دو مقوله ای ، برچسب زنی و حکم کنندگی هستند ) را به کار برده اند که بیانگر محدودیت هستند و با درخواست ها و تاثیرات مخرب و نامطلوب ، مانع رشد " من بالغ " می شوند و یکی از هدف های اصلی روان درمانی به شیوه " تحلیل ارتباط محاوره ای " ، آزاد نمودن ، " حالت من بالغ " از تاثیرات مخرب " من والدینی " است.

منبع:وبسایت آموزش و پرورش منطقه 1 شیراز.

کلمات کلیدی:خطای شناختی -تحریفهای شناختی-نظریه بک-آرون بک-تحریف شناختی-انواع خطاهای شناختی-تئوری بک.کلمات کلیدی:خطای شناختی -تحریفهای شناختی-نظریه بک-آرون بک-تحریف شناختی-انواع خطاهای شناختی-تئوری بک.کلمات کلیدی:خطای شناختی -تحریفهای شناختی-نظریه بک-آرون بک-تحریف شناختی-انواع خطاهای شناختی-تئوری بک.کلمات کلیدی:خطای شناختی -تحریفهای شناختی-نظریه بک-آرون بک-تحریف شناختی-انواع خطاهای شناختی-تئوری بک.:خطای شناختی -تحریفهای شناختی-نظریه بک-آرون بک-تحریف شناختی-انواع خطاهای شناختی-تئوری بک.کلمات کلیدی:خطای شناختی -تحریفهای شناختی-نظریه بک-آرون بک-تحریف شناختی-انواع خطاهای شناختی-تئوری بک.کلمات کلیدی:خطای شناختی -تحریفهای شناختی-نظریه بک-آرون بک-تحریف شناختی-انواع خطاهای شناختی-تئوری بک.کلمات کلیدی:خطای شناختی -تحریفهای شناختی-نظریه بک-آرون بک-تحریف شناختی-انواع خطاهای شناختی-تئوری بک.خطای شناختی -تحریفهای شناختی-نظریه بک-آرون بک-تحریف شناختی-انواع خطاهای شناختی-تئوری بک.کلمات کلیدی:خطای شناختی -تحریفهای شناختی-نظریه بک-آرون بک-تحریف شناختی-انواع خطاهای شناختی-تئوری بک.کلمات کلیدی:خطای شناختی -تحریفهای شناختی-نظریه بک-آرون بک-تحریف شناختی-انواع خطاهای شناختی-تئوری بک.کلمات کلیدی:خطای شناختی -تحریفهای شناختی-نظریه بک-آرون بک-تحریف شناختی-انواع خطاهای شناختی-تئوری بک.



چگونه نه بگوییم ولی احساس گناه و شرم نکنیم؟راههای ابراز وجود و نه گفتن به دیگران..

 

نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-متخصص روانشناسی.

چطور بدون احساس گناه بگوییم «نه»!

آیا برایتان غیرممکن است که هرچقدر هم درخواستی غیرمنطقی باشد، بدون عذاب‌وجدان بگویید «نه»؟ اگر نه گفتن به آدم‌ها - چه رئیستان باشد یا عزیزانتان -- بدون اینکه بعد از آن حس بدی پیدا کنید، برایتان غیرممکن است، بنابر این  نمی‌توانید به نیازهای خودتان درمقابل نیازهای دیگران اولویت ببخشید. زمانی باید «بله» بگویید که بدانید انجام آن کار برایتان ممکن است، وقتی انجام آن کار در حیطه مسئولیت‌های شماست یا به طریقی مدیون کسی هستید و باید برایش کاری انجام دهید. اما اگر همیشه بخاطر ترس از «نه» گفتن به دیگران «بله» می‌گویید، دیگر زمانش رسیده که وارد عمل شوید و زندگی خود را بدون احساس گناه در دستان خود بگیرید. اگر دوست دارید بدانید چطور، این مراحل را دنبال کنید.

مراحل
====


-فکر کنید

۱. بفهمید که انجام همه کار از دست شما برنمی‌آید. مشکل شما با «بله» گفتن به همه احتمالاً تا الان باعث شده هیچ وقتی برای خودتان نداشته باشید. ممکن است به دوستتان برای کمک به فروش محصولاتش «بله» گفته باشید، برای کمک به رئیستان در پروژه جدید «بله» گفته باشید و به خواهرتان برای رنگ کردن خانه‌اش «بله» گفته باشید. می‌توانید با شروع به «نه» گفتن این وضعیت را در آینده تغییر دهید.

۲. به خودتان بگویید که این خودخواهی نیست. یکی از بزرگترین دلایلی که نمی‌توانید بدون احساس عذاب وجدان «نه» بگویید این است که با این کارتان کسانی که به کمک نیاز دارند را ناراحت می‌کنید. اما اگر خودخواه بودید، همیشه فقط به دنبال کارهای خودتان بودید و اصلاً برای «نه» گفتن به دیگران احساس گناه و عذاب‌وجدان نمی‌کردید.

• به خودتان بگویید که خودخواه نیستید و اگر آن فرد فکر می‌کند که بخاطر انجام ندادن کاری غیرمنطقی خودخواه هستید، دلیل برای رفت‌وآمد با آن فرد وجود ندارد.



3. بدانید که نمی‌توانید همه را راضی نگه دارید. بفهمید که راضی نگه داشتن تک‌تک افرادیکه در زندگیتان هستند غیرممکن است و جایی باید خط‌کشی‌هایتان را شروع کنید. ممکن است احساس کنید که با نه گفتن کسی را ناامید کنید و احترام او را به خودتان از دست بدهید، اما خواهید فهمید که برعکس آن درست است. اگر کسی فکر می‌کند که شما باید به همه چیز «بله» بگویید، احتمال اینکه از شما سوءاستفاده کند بیشتر می‌شود. 


۴. وقتی «نه» می‌گویید، به همه چیزهایی که به آن «بله» گفته‌اید فکر کنید. نباید به «نه» گفتن مثل چیزی منفی نگاه کنید. اگر به انجام دادن کار بیشتر «نه» می‌گویید، به چیزهای مختلفی که برای زندگی‌تان فایده‌بخش خواهد بود «بله» گفته‌اید. اگر به آن چیزها فکر کنید احساس گناهتان کمتر خواهد شد. در زیر به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌کنیم:


۵. درک کنید که چرا «نه» گفتن سختتان است. آیا به این دلیل است که نمی‌خواهید آن فرد رابطه‌اش را با شما قطع کند؟ آیا به این خاطر است که می‌خواهید آن فرد تصور نکند که به فکرش نیستید؟ اینکه بفهمد چه چیز باعث می‌شود نه گفتن برایتان سخت باشد باعث می‌شود بتوانید درمورد موقعیت منطقی‌تر  رفتار کنید.

• اگر به این دلیل که می‌ترسید فردمقابل دیگر به شما اهمیت ندهد نمی‌توانید به او نه بگویید، پس احتمالاَ در رابطه‌ مشکل‌داری هستید و باید سریعاً از آن رابطه بیرون بیایید.

۶. روش‌های مختلف افراد برای «بله» گرفتن از خودتان را بفهمید. اگر بتوانید روش‌های مختلفی را که دیگران برای تاثیر گذاشتن روی شما و مجبور کردنتان به گفتن «بله» را بدانید، «نه» گفتن برایتان راحت‌تر می‌شود زیرا دیگر می‌دانید که آن فرد فقط قصد کنترل کردن شما را دارد. در زیر به بعضی از این روش‌ها اشاره می‌کنیم:

• قلدری کردن: افراد قلدر شما را مجبور می‌کنند که کارهایی که می‌خواهند را برایشان انجام دهید و گاهی این کار را به روش‌هایی واقعاً خشن و بی‌رحمانه انجام می‌دهند. می‌توانید با حفظ خونسردی خودتان و واکنش ندادن، آنها را سر جایشان بنشانید.

• آه و ناله کردن: این افراد شروع به غر زدن درمورد سختی یک کار می‌کنند تا شما را راضی کنند که بدون اینکه از شما مستقیم خواسته باشند، کمکشان کنید. در چنین شرایطی یا بحث را عوض کنید یا از برخورد کردن با آن فرد خودداری کنید و یا بدون اینکه برای کمک به آنها موافقت کنید، بگویید که چقدر برای شرایط سختشان ناراحتید.

• ایجاد عذاب‌وجدان: بعضی‌ها با گفتن اینکه شما هیچوقت کمکشان نمی‌کنید و یا هیچوقت دستشان را نگرفته‌اید، سعی می‌کنند به شما عذاب‌وجدان بدهند.  در این مواقع با آرامش زمان‌هایی را به آن فرد یادآور شوید که کمکشان کرده‌اید و بگویید که این بار متفاوت است و درخواستشان را رد کنید.

• تحسین کردن: این افراد با تحسین عملکرد شما در چیزی حرفشان را شروع می‌کنند و بعد برای کاری از شما درخواست کمک می‌کنند. اسیر این تحسین و تمجیدها نشوید.

معقول باشید
====

۱. با صدایی آرام و قاطع حرف بزنید. با همان صدایی حرف بزنید که از شما خواسته می‌شود پشت تلفن با کسی حرف بزنید. قاطع، آرام و مشخص صحبت کنید. اگر احساسی، سردرگم یا ناراحت به نظر برسید، فردمقابل ضعف شما را دریافته و سعی می‌کند قانعتان کند. اگر آرام و قاطع به نظر برسد، فرد می‌فهمد که منطقی رفتار می‌کنید و «نه» شما را می‌پذیرد.

• اگر صدایتان را بالا نبرید یا ناراحت به نظر نرسید، فرد توضیح و توجیه شما را راحت‌تر می‌پذیرد.

۲. زبان بدنی قاطع داشته باشید. صاف بایستید و دست‌هایتان را در کنار بدنتان نگه دارید و از حالاتی استفاده کنید که بر حرف‌هایتان تاکید کند. موقع «نه» گفتن با فرد مقابل ارتباط چشمی ایجاد کنید تا بفهمد که قاطع هستید. با دست‌ها یا زیورآلاتتان بازی نکنید زیرا نشاندهنده این است که در تصمیمتان مطمئن نیستید. دست به سینه یا خمیده نایستید زیرا نشان می‌دهد که از تصمیمتان خوشحال نیستید و این باعث می‌شود فرد تلاش کند تا بالاخره راضی‌تان کند.

۳. بیش از اندازه عذرخواهی نکنید. اگر از اینکه نمی‌توانید آن را انجام دهید، خیلی ساده یک «ببخشید» بگویید اما هرچقدر سعی کنید این عذرخواهی‌تان را تکرار کنید، قاطعیت لحنتان کمتر خواهد شد. فرد مقابل تصور خواهد کرد که هنوز می‌تواند متقاعدتان کند که آن کار را انجام دهید و باعث خواهید شد که ضعیف به نظر برسید و حس بدتری نسبت به خودتان پیدا کنید. اگر زیاد عذرخواهی کنید یعنی کار اشتباهی انجام داده‌اید و این درست نیست.

• نگویید، «خیلی خیلی معذرت می‌خوام که نمی‌تونم هفته دیگه سگتو نگه دارم. خیلی خیلی از این بابت ناراحتم.»
• درعوض بگویید، «ببخشید برای اینکه هفته دیگه سگتو نگه دارم وقت ندارم.»

۴. توضیح دهید که چرا نمی‌توانید آن کار را انجام دهید. ارائه یک توضیح کوتاه و مختصر باعث می‌شود طرف مقابل درک کند که چرا درخواست او را نپذیرفته‌اید. لازم نیست بیش از اندازه توضیح دهید، در حد یک تا دو جمله کافی است. نیازی به دروغ گفتن یا بهانه آوردن هم نیست. صادق باشید. در زیر به چند نمونه توضیحی که می‌توانید در این شرایط ارائه کنید اشاره می‌کنیم:

• «نمی‌تونم امشب این پروژه رو تموم کنم چون تا آخر شب باید این گزارش را بنویسم.»
• نمی‌تونم فردا به دندون‌پزشکی ببرمت چون ساگرد ازدواجمونه و می‌خواهیم با شوهرم جشن بگیریم.»
• «نمی‌تونم به مهمونیت بیام چون فردا صبحش یک امتحان مهم دارم.»

۵. چند جایگزین به فرد موردنظر معرفی کنید. اگر هنوز بخاطر نه گفتن به آن فرد احساس گناه می‌کنید و واقعاً دوست داشتید که می‌توانستید کمکش کنید، می‌توانید راهکارهای دیگری به او معرفی کنید. اگر واقعاً می‌توانید به طریقی دیگر به او کمک کنید، از بیان آن تردید نکنید و ببینید راهکارتان به دردش می‌خورد یا نه. در زیر به چند جایگزین اشاره می‌کنیم:

• «می‌تونم سعی کنم پروژه رو فردا تموم کنم، فقط اگه بتونی کمک کنی و فردا صبح به چند نفر از مشتری‌هام زنگ بزنی.»
• «می‌خوای ماشنمو بدم خودت بری دندون‌پزشکی؟ به هر حال من فردا ماشینو لازم ندارم،»
• «فردا نمی‌تونم بیام مهمونیت اما بعد از اینکه امتحانمو دادم حتماً برای آخر هفته با هم قرار می‌گذاریم و یه قهوه می‌خوریم، باشه؟»

نکات

• اگر به خودتان احترام نگذارید، راه بی‌احترامی کردن دوستان، همکاران، هم‌کلاسی‌ها، و اعضای خانواده‌تان هم به شما باز می‌شود.
• اگر «نه» گفته‌اید، به هیچ‌کس اجازه ندهید بخواهد شما را تحت‌تاثیر قرار دهد تا کاری که می‌خواهد را برایش انجام دهید.
• بفهمید که رفتن با حفظ احترام خود بسیار بهتر از ماندن در آن موقعیت است، هرچقدر هم که طرف‌مقابل سعی کند حس عذاب‌وجدان به شما بدهد.
• هر تعداد راهی هم که برای متقاعد کردن شما استفاده کنند، اگر «نه» گفته‌ و دلایلتان را هم بیان کرده‌اید، دیگر نیازی به ایستادن و توضیح بیشتر نیست.
• یادتان باشد، اگر کسی به مذهب، اخلاقیات یا ارزش‌های شما احترام نمی‌گذارد، به آنها اجازه ندهید برایتان دلیل مخالفتشان را توضیح دهند.
• وقتی قاطعیت شما در خطر است، بحث کردن سخت‌تر می‌شود ولی در هر حال این کار را بکنید.
• گاهی وقت‌ها اگر کار درست را انجام دهید احساس تنهایی خواهید کرد اما بدانید که تنها نیستید.
• آدمها سعی می‌کنند نظر شما را عوض کنند اما روی حرفتان بایستید زیرا در آخر احترام آنها به شما بیشتر خواهد شد.
=====
نه گفتن-ابراز وجود کردن-جسور بودن-جسارت طلبی-راههای نه گفتن به دیگران-نه بگوییم-ابراز احساسات کردن-نه نه نه نه گفتن به دیگران.
نه گفتن-ابراز وجود کردن-جسور بودن-جسارت طلبی-راههای نه گفتن به دیگران-نه بگوییم-ابراز احساسات کردن-نه نه نه نه گفتن به دیگران.نه گفتن-ابراز وجود کردن-جسور بودن-جسارت طلبی-راههای نه گفتن به دیگران-نه بگوییم-ابراز احساسات کردن-نه نه نه نه گفتن به دیگران.نه گفتن-ابراز وجود کردن-جسور بودن-جسارت طلبی-راههای نه گفتن به دیگران-نه بگوییم-ابراز احساسات کردن-نه نه نه نه گفتن به دیگران.نه گفتن-ابراز وجود کردن-جسور بودن-جسارت طلبی-راههای نه گفتن به دیگران-نه بگوییم-ابراز احساسات کردن-نه نه نه نه گفتن به دیگران.نه گفتن-ابراز وجود کردن-جسور بودن-جسارت طلبی-راههای نه گفتن به دیگران-نه بگوییم-ابراز احساسات کردن-نه نه نه نه گفتن به دیگران.ه گفتن-ابراز وجود کردن-جسور بودن-جسارت طلبی-راههای نه گفتن به دیگران-نه بگوییم-ابراز احساسات کردن-نه نه نه نه گفتن به دیگران.نه گفتن-ابراز وجود کردن-جسور بودن-جسارت طلبی-راههای نه گفتن به دیگران-نه بگوییم-ابراز احساسات کردن-نه نه نه نه گفتن به دیگران.نه گفتن-ابراز وجود کردن-جسور بودن-جسارت طلبی-راههای نه گفتن به دیگران-نه بگوییم-ابراز احساسات کردن-نه نه نه نه گفتن به دیگران.نه گفتن-ابراز وجود کردن-جسور بودن-جسارت طلبی-راههای نه گفتن به دیگران-نه بگوییم-ابراز احساسات کردن-نه نه نه نه گفتن به دیگران.نه گفتن-ابراز وجود کردن-جسور بودن-جسارت طلبی-راههای نه گفتن به دیگران-نه بگوییم-ابراز احساسات کردن-نه نه نه نه گفتن به دیگران.نه گفتن-ابراز وجود کردن-جسور بودن-جسارت طلبی-راههای نه گفتن به دیگران-نه بگوییم-ابراز احساسات کردن-نه نه نه نه گفتن به دیگران.ه گفتن-ابراز وجود کردن-جسور بودن-جسارت طلبی-راههای نه گفتن به دیگران-نه بگوییم-ابراز احساسات کردن-نه نه نه نه گفتن به دیگران.نه گفتن-ابراز وجود کردن-جسور بودن-جسارت طلبی-راههای نه گفتن به دیگران-نه بگوییم-ابراز احساسات کردن-نه نه نه نه گفتن به دیگران.نه گفتن-ابراز وجود کردن-جسور بودن-جسارت طلبی-راههای نه گفتن به دیگران-نه بگوییم-ابراز احساسات کردن-نه نه نه نه گفتن به دیگران.نه گفتن-ابراز وجود کردن-جسور بودن-جسارت طلبی-راههای نه گفتن به دیگران-نه بگوییم-ابراز احساسات کردن-نه نه نه نه گفتن به دیگران.نه گفتن-ابراز وجود کردن-جسور بودن-جسارت طلبی-راههای نه گفتن به دیگران-نه بگوییم-ابراز احساسات کردن-نه نه نه نه گفتن به دیگران.نه گفتن-ابراز وجود کردن-جسور بودن-جسارت طلبی-راههای نه گفتن به دیگران-نه بگوییم-ابراز احساسات کردن-نه نه نه نه گفتن به دیگران.
















درسی از مولانا و شمس تبریزی

 

نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-متخصص روانشناسی.

*درسی از مولانا و شمس تبریزی

----

می گویند : روزی مولانا ،شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد.شمس به خانه ی جلال الدین رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید:آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟

مولانا حیرت زده پرسید:مگر تو شراب خوارهستی؟!

شمس پاسخ داد:بلی.

مولانا:ولی من از این موضوع اطلاع نداشتم!!

ـ حال که فهمیدی برای من شراب مهیا کن.

ـ در این موقع شب ،شراب از کجا گیر بیاورم؟!

ـ به یکی از خدمتکارانت بگو برود و تهیه کند.

- با این کار آبرو و حیثیتم بین خدام از بین خواهد رفت.

- پس خودت برو و شراب خریداری کن.

- در این شهر همه مرا میشناسند،چگونه به محله نصاری نشین بروم و شراب بخرم؟!

ـ اگر به من ارادت داری باید وسیله راحتی مرا هم فراهم کنی چون من شب ها بدون شراب نه میتوانم غذا بخورم ،نه صحبت کنم و نه بخوابم.

مولوی به دلیل ارادتی که به شمس دارد خرقه ای به دوش می اندازد، شیشه ای بزرگ زیر آن پنهان میکند و به سمت محله نصاری نشین راه می افتد.

تا قبل از ورود او به محله مذکور کسی نسبت به مولوی کنجکاوی نمیکرد اما همین که وارد آنجا شد

مردم حیرت کردند و به تعقیب وی پرداختند.آنها دیدند که مولوی داخل میکده ای شد و شیشه ای شراب خریداری کرد و پس از پنهان نمودن آن از میکده خارج شد.

هنوز از محله مسیحیان خارج نشده بود که گروهی از مسلمانان ساکن آنجا، در قفایش به راه افتادند و لحظه به لحظه بر تعدادشان افزوده شد تا این که مولوی به جلوی مسجدی که خود امام جماعت آن بود و مردم همه روزه در آن به او اقتدا می کردند رسید.در این حال یکی از رقیبان مولوی که در جمعیت حضور داشت فریاد زد:”ای مردم!شیخ جلاالدین که هر روز هنگام نماز به او اقتدا میکنید به محله نصاری نشین رفته و شراب خریداری نموده است. آن مرد این را گفت و خرقه را از دوش مولوی کشید.

چشم مردم به شیشه افتاد.مرد ادامه داد:این منافق که ادعای زهد میکند و به او اقتدا میکنید، اکنون شراب خریداری نموده و با خود به خانه میبرد! سپس بر صورت جلاالدین رومی آب دهان انداخت و طوری بر سرش زد که دستار از سرش باز شد و بر گردنش افتاد. زمانی که مردم این صحنه را دیدند و به ویژه زمانی که مولوی را در حال انفعال و سکوت مشاهده نمودند یقین پیدا کردند که مولوی یک عمر آنها را با لباس زهد و تقوای دروغین فریب داده و درنتیجه خود را آماده کردند که به او حمله کنند و چه بسا به قتلش رسانند.در این هنگام شمس از راه رسید و فریاد زد:ای مردم بی حیا!شرم نمیکنید که به مردی متدین و فقیه تهمت شرابخواری میزنید،این شیشه که میبینید حاوی سرکه است زیرا که هرروز با غذای خود تناول میکند.

رقیب مولوی فریاد زد:”این سرکه نیست بلکه شراب است.شمس در شیشه را باز کرد و در کف دست همه ی مردم از جمله آن رقیب قدری از محتویات شیشه ریخت و بر همگان ثابت شد که درون شیشه چیزی جز سرکه نیست.رقیب مولوی بر سر خود کوبید و خود را به پای مولوی انداخت ،دیگران هم دست های او را بوسیدند و متفرق شدند.آنگاه مولوی از شمس پرسید:برای چه امشب مرا دچار این فاجعه نمودی و مجبورم کردی تا به آبرو و حیثیتم چوب حراج بزنم؟

شمس گفت:برای این که بدانی آنچه که به آن مینازی جز یک سراب نیست،تو فکر میکردی که احترام یک مشت عوام برای تو سرمایه ایست ابدی، در حالی که خود دیدی،با تصور یک شیشه شراب همه ی آن از بین رفت و آب دهان به صورتت انداختند و بر فرقت کوبیدند و چه بسا تو را به قتل میرساندند.این سرمایه ی تو همین بود که امشب دیدی و در یک لحظه بر باد رفت.پس به چیزی متکی باش که با مرور زمان و تغییر اوضاع از بین نرود.

منبع: (کتاب ملاصدرا.تالیف هانری کوربن.ترجمه و اقتباس ذبیح الله منصوری) با اندکی دخل و تصرف


نمونه های درمان با هیپنوتیزم و رواندرمانی توسط دکتر دارابی-2

 

نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-متخصص روانشناسی.

  ادامه مطلب....

12-درمان کابوس (خوابهای ترسناک) با هیپنوتیزم.

بیمار مردی 48 ساله است که به مدت 20 سال هر شب کابوس میدید.او اظهار داشت که حتی اگر نیم ساعت در روز بخوابد در این نیم ساعت هم کابوس میبیند.کابوسها به شکل کشتن،دیدن اجساد تکه تکه شده،سر بریدن و مانند آن بوده است که همیشه هم تکراری بوده است.درمان او بعد از جلسه اول باعث شد که هفته اول از 5 شب فقط 2 شب را کابوس ببیند و آن دو شب هم به شدت قبل نبوده است.بعد از جلسه سوم کابوس کاملا رفع شد.قابل ذکر است که درمان او فقط با هیپنوتیزم نبوده است.او تجارب تلخی در کودکی داشته است که در کنار هیپنوز از تکنیک دیگری هم در درمان او استفاده شده بود.ضمنا به خاطر تمرینات و تجارب قبلی در خود هیپنوتیزم، استعداد بسیار بالایی در هیپنوتیزم شدن داشت و در جلسه اول به خلسه عمیق فرو رفت.

==========

13-یک نمونه از زوج درمانی و مشاوره زناشویی .

زوج درمانی یکی از وظایف اصلی روانشناسان است.رابطه زن و شوهر مثل یک موجود زنده است که گاهی بیمار میشود و نیاز به مراقبت،پیش گیری و درمان دارد . به این دلیل کلمه تراپی یا درمان برای آن بکار میرود، مثل خانواده درمانی(family therapy) و زوج درمانی(marital therapy). ضمنا در دروس روانشناسی  واحدهای نظری و عملی به نام خانواده درمانی گذرانده میشود.تا کنون زنان و مردان زیادی برای مشاوره نزد اینجانب مراجعه کردند و میکنند.کار مشاوره با زوج به مراتب از درمان و رواندرمانی سخت تر است ، چون در اینجا با دو نفر و تعاملات بیمارگونه چندین ساله که گاهی امیدی به باز گشت هم نیست سر و کار داریم ،حال اگر مشکلات شخصیتی و روحی هم در یکی یا هر دو زوج باشد که در اکثر موارد هم هست،مزید بر علت خواهد شد و کار مشاوره زوجی را سخت تر خواهد کرد.به این دلیل اکثر روانشناسان اقدام به این کار نمیکنند و خود را به رواندرمانی مشغول میکنند.من هم چند بار خواستم همین تصمیم را بگیرم ولی به خاطر علاقه به این کار و مطالعات و تجربیاتم و کتابی که در همین باب نوشتم و زیر چاپ هست و خصوصا موفقیتهای خوبی که به خاطر تجربه ام در این  کار داشته ام، ادامه داده و خواهم داد.

حال یک نمونه:

مراجع خانمی 34 ساله با دو فرزند دوقلو  که 2 ماه از همسر خود جدا شده(منظور طلاق نیست) و در خانه پدری زندگی میکرد.هر دو از تحصیلات بالایی برخوردار بوده اند و نحوه آشنایی هم بر میگردد به دوره دانشجویی که هم رشته ای بودند.خانم اظهار داشت که من از اول با همسرم مشکل داشتم.او احساسات مرا به مسخره میگیرد و میگرفت.اصلا هنر و احساس برای او مسخره است ولی من به آن سخت علاقه مندم.او اهل ابراز احساسات نیست ولی من بسیار احساسی هستم(تفاوت در کاراکتر)  ، و و و...  در دوره عقد خواستیم جدا شویم ولی با حماقت و اظهار پشیمانی شوهرم خر میشدم و بر میگشتم.این مشکلات ادامه یافت الان منو متهم به خیانت میکند چون تو موبایلم پیامکهای عاشقانه دیدند ولی این کاملا یک طرفه بوده و من علاقه ای به اون آقا ندارم و فعلا از همه مردها متنفرم چه رسد به اینکه برا خودم دوست پسر بگیرم و ..مشکلات قبلی کم بود حال اینم اضافه شده است و با بسیاری اختلافات فرهنگی که بماند..من الان از او متنفرم و امکان بازگشتی ندارم و...چند جلسه کار با خانم از شوهرش خواستم بیایند و او هم حرفهای خانم را تایید میکردند و دوست داشت زندگی جدیدی را آغاز کند و انگار سرش حسابی به سنگ خورده بود و بیدار شده بودند که این تو بمیری ازون تو بمیریهای قبلی نیست .

 خانم اظهار داشت، بارها از شوهرم خواستم به روانشناس مراجعه کنیم تا فکری اساسی برای حل مشکلات خود بکنیم ولی او این پیشنهاد مرا نیز به مسخره میگرفت و میگفت روانشناسا خودشون بیشتر مشکل دارند و فقط پول میگیرند و من از همه شون بیشتر میدانم و ازین حرفها....

از آقا خواستم که در بر گشتش اصرار نکند و بگذارد من خانم را برای مشاوره آماده کنم..او هم همکاری کرد.. هر جلسه نکات تازه ای به آنها می آموختم و کمی هم در باب مسائل مربوطه در جلسات درمانی گفتگوی موثر را تمرین میکردیم و تمرین و تکالیف خانگی را برای جلسه بعد توصیه میکردم .بعد از هر جلسه رابطه آنها بهتر و بهتر میشد.بعد از 8 جلسه مشاوره زوجی الان با گذشت یک سال خوشبختانه رابطه نسبتا خوبی دارند و هر سه ماه هم مراجعه میکنند.این یک نمونه از صدها نمونه موفق بوده است.

البته مواردی هم هست که مشاوره اثری نداشته است و این هم یک نتیجه است  و اینکه رابطه قابل درمان نیست و باید به فکر جدایی بود که همان مرگ رابطه است ، مثل بیماری که پزشکان از درمان او قطع امید میکنند و باید در آینده نزدیک با مرگ و پایان زندگی روبرو شود و بیمار و اطرافیان باید بالاجبار آنرا بپذیرند.پس برای حل مشکلات خود آنرا به عقب نیندازید و اگر خودتان قادر به حل مشکل نیستید از یک روانشناس کاردان و با تجربه  در امور زناشویی کمک بگیرید.این مورد مربوط به تابستان 90 است و الان 25/مهر/91 است.

14-آقایی که 12 سال قادر نبود برای ازدواج تصمیم بگیرد!!

مراجعی داشتم که 12 سال نمیتوانست با یک خانم مشخص به ازدواج اقدام کند.زمان آشنایی این دو با هم ، خانم 18 سال و آقا 28 ساله بود.زمانی که به اینجانب مراجعه کردند خانم 30 سال داشت و آقا 40 سال داشت.درست زمانی که آقا تصمیم به خواستگاری میگرفت دچار ترس و تردید شدید میشد و این تردید و ترس مانع از اقدام  برای خواستگاری میشد. در عین حال آنها بیش از حد همدیگر را دوست داشتند و عاشق هم بودند و قادر به جدایی از هم نبودند.بارها اقدام برای جدایی کردند ولی نتوانستند ادامه دهند و مجدد برگشتند.وقتی به اینجانب مراجعه کردند دکترهای زیادی را در طول این سالها ملاقات کردند و آخرین دکتر آنها دکتر ش. از هیپنوتیزورهای مطرح تهران بوده است.دکتر ش. به آنها گفت شما قادر به ازدواج نیستید و من میتوانم به شما کمک کنم که جدا شوید و اگر روانشناس یا هر متخصص دیگر به شما کمک کند که ازدواج کنید من در مطب خود را گل(گچ) میگیرم.این حرف دکتر ش. خانم را سخت ناراحت کرده بود و حتی با دکتر ش. درگیری لفظی پیدا کرده بود.من گفتم شما قادر به ازدواج خواهید شد و من میدانم گیر کارتان چیست.با رواندرمانی و هیپنوتیزم 4 ماه بعد آنها ازدواج کردند.الان از این داستان حدود 3 سال میگذرد.الان اردیبهشت 92 است که این مطلب را نوشتم.

این بخش ادامه دارد...



  • تعداد کل صفحات:52 
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  


ریشه شادی و نشاط جمعه 25 اسفند 1396
اختلال پانیک یا حمله وحشت جمعه 8 دی 1396
کاربرد هیپنوتیزم در روان درمانی چهارشنبه 17 آبان 1396
کاربرد هیپنوتیزم و رواندرمانی در درمان لکنت زبان. شنبه 13 آبان 1396
نوجوانان و بحرانها و مشکلات پنجشنبه 11 آبان 1396
هیپنوتیزم و هیپنوتیزم درمانی و روان درمانی شناخی برای کاهش اضطراب یا ترس از کنکور چهارشنبه 10 آبان 1396
هیپنوتیزم و هیپنوتیزم درمانی یکشنبه 7 آبان 1396
فوبیا یا هراس چیست؟ چهارشنبه 21 تیر 1396
کتاب روانشناسی هویت دکتر دارابی پنجشنبه 24 فروردین 1396
درمان شناختی و روان شناختی افسردگی.. سه شنبه 22 فروردین 1396
روانشناسی دوران نوجوانی. جمعه 18 فروردین 1396
کانال تلگرام دکتر دارابی جمعه 31 اردیبهشت 1395
مقایسه روشهای درمانی ای ام دی آر با شناخت درمانی جمعه 31 اردیبهشت 1395
آدرس کانال دکتر دارابی پنجشنبه 6 اسفند 1394
فیزیولوژی عشق یکشنبه 17 اسفند 1393
فرق بین روان شناسی و روان پزشکی(تفاوت روان شناس با روان پزشک). چهارشنبه 12 آذر 1393
فقر احساسی ؟ دوشنبه 19 آبان 1393
نقش دین در سلامت روان. یکشنبه 2 شهریور 1393
ارزشهایی که باید به فرزندان خود بیاموزیم.. سه شنبه 5 فروردین 1393
-درمان ای.ام.دی.آر(E.M.D.R)چیست؟ شنبه 28 دی 1392
لیست آخرین پستها